حسن بن محمد بن حسن قمى ( مترجم : قمي )

37

تاريخ قم ( فارسي )

ذكر مسجد جامع و منبر بقم چنين گويند كه چون عبد الله بن سعد اشعرى بقم فرود آمد در قم بغايت زاهد و عابد بود و راغب آن بود كه بقزوين رود زيرا كه نميخواست كه نماز در سراهاى مجوس بگزارد و همه روز حديث ميكرد و سخن ميگفت كه من ازينجا رحلت ميكنم پس برادرش احوص او را گفت كه اين مكان هم ثغرى است كه ديلم بدان متوجه ميشوند و زحمت ميدهند در هر سالى اگر غرض ترا آنست كه بثغر قزوين روى تا دفع كفار و مخالفان كنى و اجر و ثواب حاصل كنى اينجا نيز ديلم مىآيند پس اينجا مقام كن تا من از براى تو مسجدى بنا نهم تا تو در آن نماز بگزارى پس از آن احوص از براى برادرش عبد الله مسجد عتيق بدزپل بنا نهاد و پيشتر از آن آن موضع آتشكده بود آن را خراب كرد و بر جاى آن مسجد بنا نهاد و گرد بر گرد آن رواقها بگردانيد و يك در از آن مسجد بر بستان سراى برادر خود عبد الله گشاد و عبد الله مدّت حيات خود در آن مسجد نماز ميگزارد و چون عبد الله وفات يافت آن بستان و سراى از مسجد جدا كردند و گويند آن سرا مشهور و معروف بود به مردى كه او را ثبخين [ 1 ] لقب نهاده بودند بعد از آن چون حمزة بن اليسع اشعرى قم را كوره گردانيد و از اصفهان جدا كرد و منبر درين مسجد بنهاد در سنه تسع و ثمانين [ 2 ] هجريه و حمزه اصفهانى در كتاب خود آورده است كه چون قم را تكوير كردند تا مدّت شش سال ديگر بقم منبر نبود چون سال خمس و تسعين و مائه [ 3 ] درآمد و امين على بن عيسى بن ماهان را با لشكر بسيار بفرستاد بجنگ خيل مامون و او را برى و قم و اصفهان و نهاوند و همدان والى گردانيد و حمزه منبر در مسجد دزپل بنهاد و اين مسجد غير جامع بود و اين منبر در آن بماند تا بايّام خلافت معتمد پس از آن ابو صديم حسين بن على [ بن ] آدم بن عبد الله در سنه خمس و ستّين و مأتين [ 4 ] هجريه مسجد جامع به بيرون شهر بنا نهاد و منبر از مسجد دزپل بدان نقل كرد تا اينجا حكايت حمزه بود و روايتست از حسن بن محمد كه او گفت كه اين مسجد كه بر خارج شهر است ابو الصديم آن را بنا نكرده است بلكه مسجد جامع كه ميان قم و كميدانست در ميان دو موضع كه عرب بدان فرود آمده بودند زيرا كه منازل عرب بعضى در شهر

--> [ 1 ] خ ل : ثبختين ، [ 2 ] 89 هجرى ، [ 3 ] 195 هجري ، [ 4 ] 265 هجرى ،