حسن بن محمد بن حسن قمى ( مترجم : قمي )

189

تاريخ قم ( فارسي )

عمر او را گفت گمان ميبرم كه تو زياده بر آنچ زمين طاقت دارد وضع كردهء و بنهادهء سهل گفت من بر زمين ننهادم مالى كه آن را طاقت بيشتر از آن بوده و ابو على كاتب در كتاب همدان در حديثى طويل ياد كرده است كه چون رشيد بهمدان ميگذشت چون بر پشتهء بر آمد كه بر ضيعتهاى همدان و مواضع آن مشرف بود هيچ عمارتى ظاهر نديد و هيچ كسى كه بعمارت و زراعت مشغول باشد ، آن را بدان ناپسنديده يافت و از خرابى آن پرسيد او را گفتند كه خرابى اين در ايام عامل شدن و پيش ازو و پس از و بوده رشيد گفت مردى از اهل اين كوره را پيش من حاضر گردانيد قاسم بن حكم عربى را به حضرت او آوردند و اين قاسم بهمدان متولى شغل قضا بود رشيد گفت از چه سبب اين شهر شما خراب شده است و خراب كنندهء آن كه بوده است قاسم گفت عاملان شرير اين شهر را خراب گردانيدند بسبب زيادتى مال و خراج رشيد گفت از جملهء مال كه بر اهل اين شهر تعيين شده است كه بدهند و آن شش هزار هزار درهم است هزار درهم بديشان بخشيدم قاسم گفت بدين قدر حال ايشان بصلاح نمىآيد رشيد گفت دو هزار هزار درم بخشيدم و وضع كردم قاسم گفت بدين قدر هم حال ايشان بصلاح مبدّل نميشود رشيد گفت سه هزار هزار درهم كم كردم قاسم گفت يمكن كه اين قدر مال كه ازيشان كم فرمودى ايشان بپاى بايستند و رمقى در ايشان آيد به شرط آنك امير المؤمنين يكى را اختيار كند تا اين مال بقسط و نصيب و سويّت و عدالت قسمت كند تا قويان بر ضعيفان ستم نكنند و اين مال كه امير المؤمنين بخشيده است از براى خود اختيار نكنند و مملكت همچنان خراب بماند پس رشيد حسن بن تحتاخ را اختيار كرد و او را سوگند داد بر آنك طلب عدل و انصاف كند و حق را اظهار نمايد و ظلم و جور و حيف و ميل روا ندارد و حسن از رشيد قبول نمود پس حسن بفرمود تا اهل شهر جريبهاى زمين عمارت ايشان نسخه كنند و بعرض رسانند اهل شهر با خود گفتند كه صلاح آنست كه ما از جريبهاى ضيعتها بعضى به پيش حسن رفع كنيم پس فكر و انديشه كردند و بقسط مال وظيفه جريبهاى زمينهاى خود بعرض رسانيدند پس بهر جريبى از گندم و جو هفت درهم و دو دانگ درهمى تعيين كرد و پس از رشيد مأمون يكدرهم ديگر كم گردانيد پس چون اين قسمت وضيعه شد هيچ ضيعهء از ضيعتهاى نماند كه صلاحيّت مساحت