حسن بن محمد بن حسن قمى ( مترجم : قمي )

182

تاريخ قم ( فارسي )

انگورستان ده درم وضع كرد و تعيين نمود و بر هر جريبى از نخلستان پنج درهم و بهر جريبى از قصب شش درهم و روايتى ديگر آنست كه او بهر جريبى آبادان و خراب يكدرهم و يك قفيز تعيين كرد و بر هر جريبى بجز از مؤنث و اخراجات و بر جريب رطبه پنج درهم و پنج قفيز و بر جريب درخت ده درهم و ده قفيز و درين روايت نخلستان ذكر نكرده‌اند و در حديثى ديگر آمده است كه او درخت خرما را مساحت نكرد جهت معاونت و تقويت رعيّت بگذاشت و بر جريب انگورستان ده درهم معيّن گردانيد و بر جريب رطبه شش درهم و بر جريب كنجد پنج درهم و بر جريب خضريات از تره و پياز و سير و غير آن سه درهم و بر جريب پنبه پنج درهم و بر زمين خراب نامعمور هيچ تعيين نكرد هر چند كه آب بدان ميرسيد و وظيفهء خراج سواد بمساحت و دستور او به مبلغ صد هزار هزار برسيد و بروايتى ديگر صد هزار هزار و بيست و هشت هزار هزار درهم و در روزگار عثمان صد هزار هزار حاصل شده است و در روزگار معاويه با پنجاه هزار هزار درهم آمده و از هديهء نوروز و مهرجان مثل آن حاصل شده و در روزگار ابن زبير با شصت هزار هزار آمده و از هدايا بيست هزار هزار درهم جمع كردند و در ايّام عبيد الله زياد زياده بر آن صد هزار هزار و بيست هزار هزار جمع كردند و از آن جمله شصت هزار هزار درهم بعطيه و بخشش بمقاتله و اهل حرب ميدادند و حجاج يوسف لعنه الله چهل هزار هزار درهم جمع كرد و بعد از آن با بيست و پنج هزار هزار آمد و بروايتى ديگر بيست و هشت هزار هزار درهم و دو هزار هزار در رعيّت بگذاشت و كشتن گاو حرام كرد تا گاو بسيار شود تا بسبب آن كار حرث و كشت بنظام گردد و در روزگار عمر بن عبد العزيز بعد از اسقاط و طرح هداياى نوروز و غير آن به شصت هزار هزار درهم برسيد و بروايتى ديگر به صد و بيست و چهار هزار هزار و در روزگار عمر بن هبره بجز از طعام لشكر و مأكول كاركنان و اصناف از عمله لشكر به صد هزار هزار درهم برسيد و من شكايت نامه ديدم و خواندم كه يكى از اربابان نهاوند از دست امير نهاوند سهلان بن فرسان الدّيلمى بكتّاب و نويسندگان ركن الدوله رحمه الله فرستاده بود و در آن ياد كرده پس من درين موضع از مظلمه و شكايت نامه از خلاصهء معانى او بر وجه اختصار بعضى ياد كردم