حسن بن محمد بن حسن قمى ( مترجم : قمي )

164

تاريخ قم ( فارسي )

او را غارت كردند پس معتضد ابراهيم كيلغ را بفرستاد تا در ميانهء ايشان كُشش كرد و بعضى را بكشت و بعضى را ببرده فرا گرفت و بعضى را از خان و مان آواره گردانيد يكى از اسباب هلاك و فانى شدن ايشان اين بود كه ياد كرديم و تمامى هلاك و نيست شدن ايشان افتراق كلمهء ايشان بود يعنى بعد از آنك همه يك دل و يك زبان بودند هر كسى ازيشان رايى و اختلافى و اختيارى گرفت و گروه گروه شدند و هر به چند روز بر جسمى ديگر گرد مىآمدند و بارها خذلان يك ديگر ميكردند و چون قصّهء پيش مىآمد تدارك و اصلاح آن هر يك با ديگرى ميگذاشت و آن همچنان در توقف مىافتاد پس چون حمزة بن اليسع والى ايشان شد و پس ازو پسر او على بن حمزه و پس از وى عامر بن عمران فرزندان احوص مخالفت نمودند و متابعت نكردند و چون يحيى بن عمران بر عاملان بيرون آمد و عصيان كرد هيچكس با او در آن موافقت نكرد و ازو دور شدند تا غايت كه على بن هاشم برو ظفر يافت و فرزندان عبد الله در حرب مفلح عيسى بن الحسن را خذلان كردند تا او را بكشتند و همچنين با محمد بن علويّة بن سعد و على بن عبد الله جيله [ 1 ] و غير ايشان خذلان كردند تا ايشان را بگرفتند و به حضرت امير بردند و ايشان را بكشتند و پيشتر ازين على بن محمد خزرج و جعفر بن محمد بن سعد را خذلان كردند و بگذاشتند تا ايشان را بگرفتند و بعراق بردند پس جعفر را بكشتند و على بن خزرج را محبوس گردانيدند و مدّتى محبوس بود تا آنگاه كه خلاص يافت همچنين خذلان يك ديگر ميكردند تا دشمنان اموال و اسباب ايشان را بدست فرا ميگرفتند و بر ايشان دليرى ميكردند و همچنين گاهى غالب مىشدند و گاهى مغلوب تا آنگاه كه جيل و ديلم بدين ناحيت غلبه شدند پس بعضى از ايشان جلاى وطن كردند و بعضى هلاك شدند نعوذ باللَّه من سوء العواقب . ذكر مال مشاهره بقم كه آن را باصطلاح اهل قم ماهيانه گويند ، روايت كردند مرا نه يكى بلكه بسيارى از مشايخ و پيران اهل قم كه مشاهره بقم اسماعيل جيلى امير قم از قبل وشمگير جيلى وضع كرده است و بنهاده فى سنة سبع و عشرين و ثلثمائه [ 2 ] و از جمله قواعد ناپسنديده اوست و اين مشاهره مدّتى بر سرها وضع كرده

--> [ 1 ] - خ ، ل : جبله ، [ 2 ] 327 هجرى ،