حسن بن محمد بن حسن قمى ( مترجم : قمي )

151

تاريخ قم ( فارسي )

جواز امر لهم و عليهم و بذلك فى شهر كذا لسنة كذا ، ترجمه و تفسير آن : اين كتابيست از آن عبد الله بن جعفر الامام المقتدر باللَّه امير المؤمنين اطال الله بقائه كه بنوشته‌اند از براى عبد الله مشار اليه جمعى كه بخطَّ خود درين كتاب توقيع و نشان خود ثبت نموده‌اند و بر خود اشهاد كرده درين كتاب از عرب و ابناء عجم از اهل خراج كورهء قم كه فلان بن فلان عامل امير المؤمنين بر عمل و خراج و ضيعتهاى بقم لسنة كذا و بقاياى سالهاى گذشته ما را مطالبت نمود باقامت و نصب كردن جهبذى كه اموال خراج و ضيعتها بقم و كفايت او بجمع او آيند و اين رسم بر ما جارى بوده است الى يومنا هذا و بر ما واجب شد اقامت و نصب كردن جهبذ و ضامن شدن نفس و وجود او و آنچ بدست و تحويل او آيد پس ما اختيار كرديم و برگزيديم از بهر اين معنى فلان بن فلان جهبذ را و ما او را نصب كرديم و جهبذ خود گردانيديم تا اموال اين كوره لهذه السنة الخراجيّه و بقاياى ما قبل آن در تحت اليد و تصرّف او آيند و ما ضامن نفس و وجود او شديم و آنچ از اموال خراج بقبض و تحت اليد او آيد مادام كه جهبذ در دست او باشد و ما در خواه كرديم از فلان بن فلان عامل امير المؤمنين باقامت و نصب كردن اين فلان جهبذ و با قبض و تصرّف او دادن آنچ از مال خراج استخراج كرده شود و آنچ جارى مجراى او باشد بكوره و بلد مادرين سال و بقاياى ما قبل آن و آنچ از كسور و كفايت [ 1 ] كه رسم و عادت بدان جاريست واجب و لازم شود و همچنين حقّ جهنده و ساير وجوه اموال و ساير وجوه جبايات كه بقبض و تحويل او آيند بر آنك هر يك از ما كفيل و پايندان نفس اين جهبذ بود و هر يك از ما ضامن شود از آنچ بقبض و تصرّف او آيد و هر گاه كه از ما طلب حضور او نمايند ما او را حاضر گردانيم و از عهدهء آنچ واجب بود برو بيرون آييم مبنى بر آنك مرجع اين ضمان و بقاياى آن در آنچ در قبض او آيد و كسورات آن تا آنگاه بود كه كاتب روز الروزنامجه بقم روزنامجات از مال استخراج باهل ديوان رفع كند و برات بگزارندگان خراج برساند و در ديگر مالها همچنين كتّاب و نويسندگان در هر روزى

--> [ 1 ] - خ ، ل : آنچ از كسور و ما قبل آن و كفايت ،