حسن بن محمد بن حسن قمى ( مترجم : قمي )
147
تاريخ قم ( فارسي )
از زحمت تأخير خراج از وقت ابتداى استفتاح گزاردن و وضع بعمال و كاركنان ديگر شهرها و حال آنك آن روز آفتاب در اوج خود [ 1 ] بود پس ببركت عبيد الله وزير و اهتمام او دربارهء رعيّت و مردم بدين دستور از زحمت تأخير خراج از وقت ابتداى استفتاح گذاردن آن خلاص يافتند و اين رسم و دستور بدين قاعده و قانون بماند و الله اعلم و احكم . ذكر كفايت در خراج كورهء قم در ايّام القديم امر چنان بوده است كه ارباب خراج را بقم تكليف و الزام كردهاند بهر هزار دينار بيست و پنج دينار ديگر ستدهاند و بعد از مدّتى كفايت بر دو صنف نهادهاند يكى چنانچ ياد كردم و ديگر آنك بهر هزار دينار سى و سه دينار و دو دانگ دينارى ستدهاند و من در اخبار مهتدى مرويه از عبيد الله بن سليمان بن وهب خواندهام كه عبيد الله گفت قصّه كسور در حضرت مهتدى رفع كردند مهتدى پدرم را گفت كه مرا از حال اين كسور اعلامى ده گفت يا امير المؤمنين بدان كه عمر بن الخطاب خراج بر اهل سواد نواحى مشرق كه فتح كرد قسمت نمود و خراج نهاد هم زر و نقره دراهم و دنانير كه بخراج ميرسانيدند منقوش و مضروب بود بضرب كسرى و آن را بعدد و شمار ميدادند و اعتبار وزن نميكردند و التفات بتفاوت بعضى بر بعضى در وزن نميكردند پس حال مردم ازين جهت بفساد كشيد و تباه شدند و بعد از آن دراهم و دنانير طبريه كه چهار دانگ مثقالى وزن ايشان بوده بعوض دينار تمام كه وزن آن يك مثقال بود ميرسانيدند و ميدادند و دينار تمام را ترك كردند و بر طبريه اختصار كردند پس چون زياد بن عبيد بر عراق والى شد بفرمود تا دينار وافى كسروى بستانند كسى درين معنى قيام نمىنمود پس زيادهء خراج بريشان مضاعف گردانيد و توانگرانرا به دادن كسر وى الزام كرد و مئونت و اخراجات بريشان حوالت كرد و الزام كرد ايشان را بكسر وى با رواج برواج پس از آن ملوك بنى مروان درين تكاليف و كفايت بسيارى زياده كردند تا غايتى كه مردم از آن بتنگ آمدند و بىطاقت شدند پس چون عبد الملك بن مروان والى شد درين دو وزن وافى و ناقص نظر كرد و انديشه نمود و زيادتى وافى بناقص ملحق كرد و بفرمود تا درهمى بزدند كه وزن آن پنج دانگ مثقالى بود و دينار
--> [ 1 ] - خ ، ل : در برج حوت ، و صحيح قطعا همانست كه در متن گذارده شده ،