حسن بن محمد بن حسن قمى ( مترجم : قمي )

146

تاريخ قم ( فارسي )

بوده است زيرا كه سال طبيعيّه كه در آن فصول چهارگانه تمام ميشوند سيصد و شصت و پنج روز و ربع روزيست و كسرى و حال آنك فرس بدين ربع روزها در سالهاى خويش كبيسه ميكردند پس بهر صد و شانزده سال ماهى زياده ميكردند پس بنابرين هميشه در وقت نوروز ايشان ادراك غلَّات بوده پس چون پادشاهى عجم زوال پذيرفت و كبيسهء ربع ايشان بيفتاد ادراك غلَّات واپس افتاد بهر چهار سال يك روز پس چون معتمد اين سخن از معتمد عليه او [ 1 ] وزير صاحب رأى نيكو خواه و مشفق بر رعيّت بشنيد و بر حقيقت اين معنى واقف شد خواست كه رسم استفتاح و ابتداى خراج باز پس اندازد اجل تاختن آورد و اتفاق نيفتاد پس چون خلافت به معتضد رسيد و او خليفه شد عبيد الله انتظار ميكشيد و چشم ميداشت تا معتضد در بعضى از متنزّهات مجلس سازد و وقت خوش بود و اين حكايت و قصّه بسمع خليفه برساند و اين همه از اهتمام عبيد الله وزير بود درباره رعيّت و حال ايشان تا روزى از روزها معتضد در بعضى از متنزّهات مجلس ساخت وزير فرصت غنيمت دانست حكايت رعيّت و خرابى ايشان بسبب تأخير ادراك غلَّات از وقت دادن خراج بعرض رسانيد و همان حكايت كه با معتمد گفته بود به حضرت معتضد باز راند معتضد سبب آن پرسيد پس عبيد الله شرح آن باز راند پس معتضد فرمود حيلت و تدبير چيست در آنك استفتاح و ابتداى خراج در وقت ادراك غلَّات بود چه خراج بر غلَّات و ارتفاع است پس عبيد الله وزير حساب كرد و بسيار فكر و انديشه نمود و حال آنك از آن سال باز كه كبيسهء در آن ترك كرده بودند تا اثنتين و ثمانين و مائه [ 2 ] هجريّه دويست و چهل سال گذشته بود پس عبيد الله وزير فرمود كه وظيفه آنست كه ما دو ماه واپس گزاريم و رسم استفتاح بر ماه سريانيان نهيم تا ابد بر يك حال بماند و متغيّر نگردد زيرا كه ايشان كبيسهء ربع معتبر ميدارند و رعايت آن مينمايند پس دو ماه را واپس گذاشتند تا روز اوّل ماه خرداد تا سنهء اربع و ثمانين و مائه [ 3 ] يزدجرديه و آن روز روز چهارشنبه بود سيزده روز از ماه ربيع الاخر گذشته لسنة اثنتين و ثمانين و مائه [ 4 ] هجريه روز را نوروز معتضد نام كردند بسبب وضع كردن او استفتاح و ابتداى خراج درين روز و بفرمود تا در ديوانها بنوشتند و ثبت نمودند و نامها نوشت بدين دستور

--> [ 1 ] - خ ، ل : معتمد عليه از وزير ، [ 2 ] 182 هجرى ، [ 3 ] 184 يزدگردى ، [ 4 ] 182 ،