حسن بن محمد بن حسن قمى ( مترجم : قمي )
145
تاريخ قم ( فارسي )
ركن الدوله رحمه الله بدين ناحيت رسيد نجوم خراج ده ماه گردانيد اوّل آن ماه ارديبهشت و آخر آن ماه بهمن و امر و دستور خراج چندگاه برين منوال بود تا آن زمان كه صاحب الجليل كافى الكفاة ابو القاسم اسماعيل بن عباد ايّده الله در وقت وزارت او مر ركن الدوله رحمه الله و فخر الدوله ايّده الله بقم رسيد نجوم خراج دوازده ماه گردانيد اوّل آن ماه خرداد ماه بر رسم معتضد و اين معنى در ثلث و سبعين و ثلثمائه [ 1 ] بود پس ارباب خراج بدين دستور و قانون خرّم و شادمانه و منتفع گشتند و بسى مولانا صاحب الجليل كافى الكفاة ابو القاسم اسماعيل بن عبّاد را ثنا گفتند و دعا كردند و در كتاب عبّاسى مذكور و مسطورست كه ابو نصر حسن بن على قمى منجّم ايضا در كتابى كه او را بوده مترجم و مشهور بكتاب تاريخ خلفا و روزگارها و عيدهاى ايشان ياد كرده و حكايت نموده كه عجم را استفتاح و ابتداى خراج ايشان در هر سالى در ماه فروردين بوده در اول سال ايشان زيرا كه آفتاب درين هنگام ببرج حمل در مىآيد در اوّل آذر و غلَّات و خضريّات در نوروز مستدرك و رسيده مىشود پس از اين جهت استفتاح خراج درين وقت ميكردند پس چون كبيسهء عجم در اسلام بيفتاد فصول سال ايشان بگرديدند و ادراك غلَّات واپس افتاد پس از اين جهت بديشان زحمت و رنج رسيد و در اداى خر [ ا ] ج بتنگ آمدند سبب واپس افتادن ادراك غلَّات و ارتفاعات از ابتداى دادن خراج و اين معنى بدين دستور جارى بود تا آخر روزگار معتمد چون مردم بتنگ آمدند شكايت بنزديك عبيد الله بن سليمان وزير بردند عبيد الله ايشان را وعده داد و قبول كرد كه درين كار به جهت ايشان نظر فرمايد و انديشه كند تا روزى از روزها معتمد در بعضى از منزّهات و بستانها و عشرت خانها بعيش و نشاط و طرب مشغول بود پس وزير حديث در پيوست و عنان سخن بدين [ 2 ] كشيد كه چگونه باشد حال طايفه و قومى كه در اين وقت و هنگام ازيشان طلب خراج كنند و ابتداى آن از اين وقت گيرند و حال آنست كه غلَّات در صحارى به نسبت همچو گياهاند و ميوها برگهااند معتمد چون اين سخن از وزير خود عبيد بشنيد فرمود كه در ايام القديم در اين وقت استفتاح و ابتداى گزاردن خراج نبوده عبيد الله گفت بلى فاما ادراك غلَّات در آن زمان درين وقت
--> [ 1 ] 373 هجرى ، خ ، ل : نيف و سبعين و ثلثمائه ، [ 2 ] - خ ل : بدينجا ،