المنسوب للإمام الصادق ( ع ) ( مترجم : گيلاني )
34
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي )
مهلكات نفس باشد و مخصوص به حكمت عملى باشد و اين ظاهرتر است . فيجب ان تكون نفس المؤمن على كلّ حال ، في شكر او عذر . پس واجب است كه مؤمن در همه حال ، يا شكر كند يا عذر خواهد . مثل آن كه اگر في الجملة ، توفيق عبادتى و عمل صالحى يافته باشد و عمل خيرى از او صادر شده باشد . مثل تهجّد يا گريه از خوف الهى ، يا قضاى حاجت مؤمنى ، بايد شكر خدا كند و بگويد : خدايا شكر به درگاه تو ، كه به مدد و توفيق تو ، في الجملة عمل خيرى از من صادر شده ، اگر تقصيرى واقع شده باشد ، استغفار كند و عذر خواهد و بگويد : خداوندا ! من چگونه آن چه حقّ بندگى تو باشد ، توانم بجا آورد ، كه من بندهاى ضعيفم و از ضعيف جز ضعيف و ناقص نيايد . به كرم خود ، اين عمل ناقص مرا بپذير و شكسته بستهء مرا قبول كن . بلكه مؤمن بايد كه هر چند بذل جهد كند و در عمل ، نهايت سعى به عمل آرد ، كه عذر را با شكر مقارن دارد و به كرده و گفتهء خود ، وقعى و اعتبارى راه ندهد كه كردهء او ، در پيش « غنىّ على الاطلاق و مالك بالاستحقاق » چه قدر تواند داشت ؟ ! از اين جهت امام عليه السّلام فرمود كه : على معنى : ان قبل ففضل و ان ردّ فعدل . يعنى : خداوندا ، آن چه حقيقت بندگى است ، از من متمشّى نمىشود و اين شكسته بستهاى كه از ما صادر مىشود ، اگر قبول درگاه تو مىشود ، محض تفضّل خواهد بود و اگر ردّ كنى و قبول نكنى ، عين عدل ، كه ردّ زيّف و معيوب ، عين عدل است نه ظلم . و تطالع الحركات في الطَّاعات بالتّوفيق ، و تطالع السّكون عن المعاصي بالعصمة . يعنى : لازم است كه مؤمن در همه حال ، چه در اداى واجبات و چه در اداى مستحبّات ، بلكه در جميع حركات و سكنات ، از اغواى شيطان و فريب او غافل نباشد ، كه مبادا به اغواى او معصيتى يا خلاف اولايى از او صادر شود و به سبب او