المنسوب للإمام الصادق ( ع ) ( مترجم : گيلاني )

33

مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي )

عبّاسى « كبوتر پرانى » را بسيار دوست مىداشت . از يكى از علماى عصر خود پرسيد كه : كبوتر بازى و گرو بندى كبوتر چون است ، مشروع است يا نه ؟ او از جهت رعايت خاطر خليفه گفت : مشروع است و حديثى از پيش خود اختراع نمود و نسبت به حضرت پيغمبر داد ، كه آن حضرت فرموده است كه : « لا سبق الَّا في نصل او خفّ او حافر او ريش » ، يعنى : گرو بستن مشروع نيست مگر در تيراندازى ، اسب دوانى و كبوتر پرانى ، و جزء اخير را از پيش خود زياد كرد ، خليفه از حدس ، يافت كه « ريش » را او به محض جلب قلب او زياد كرد ، توجّه به او ننمود و وظيفهء مستمرّى كه از سر كار او داشت ، نيز قطع نمود و ديگر وظيفه‌اى به او نداد و به مقتضاى : « من خدع ، خدع » ، نقيض مدّعاى او حاصل شد . و نيز نگاه دارد مال خود را از اختلاط به حرام و نگذارد كه مال او مخلوط و ممزوج شود به حرام و مشتبه كه مال مخلوط به حرام نيز در حكم حرام است و خاصيّت حرام و مشتبه ، كه ايراث قساوت قلب است ، از او نيز مترتّب مىشود ، چنان كه شراب ، حرام و مسكر است و تخمير عقل مىكند ، شراب حلال نيز مستى دارد و عقل را زايل مىكند و اثر خود مىبخشد . پس هر كه به اين صفات ثلاثه موصوف شد ، از جملهء صالحان است و در قيامت با ايشان محشور خواهد شد . قال النّبيّ صلَّى الله عليه و آله : العلم فريضة على كلّ مسلم و مسلمة ، و هو علم الانفس . حضرت پيغمبر صلَّى الله عليه و آله مىفرمايد كه : طلب كردن علم و تحصيل آن ، واجب است بر همه كس ، چه مرد و چه زن ، و اين علم كه تحصيلش بر همه كس واجب است ، راه بردن است به مصالح و مفاسد نفس ، كه چه چيز موجب صلاح نفس است و چه چيز باعث فساد آن . يعنى دانستن اقسام حكمت عملى و عمل به آن نمودن ، پس معلوم شد كه علمى كه آدمى مكلَّف است به تحصيل آن ، علم به احكام شرع است ، و اقسام حكمت نظرى و عملى و علمهاى ديگر ، مثل علم به قوانين معاملات و ايقاعات خارج هستند از علم مذكور ، و ممكن است كه مراد از علم نفس علم به