المنسوب للإمام الصادق ( ع ) ( مترجم : گيلاني )

27

مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي )

به ذكر الهى شد ، در حالت ذكر الهى چنان مىيابد كه گويا دل او در وقت غفلت ، مثل خانه‌اى بوده تاريك و پر وحشت ، و در وقت ذكر ، گويا روشن شده و معمورى يافته . و عالم برزخ و قبر نيز مثل صاحب قبر است ، كه اگر دل او به سبب ذكر و طاعت و اجتناب از معاصى ، روشنى و فراخى داشته است در دنيا ، قبرش نيز به مثابهء او روشن و فراخ خواهد بود . و الَّا ، عياذا باللَّه ، تاريك و تنگ و پر وحشت . و إذا غفل عن ذكر الله ، كيف تراه بعد ذلك موقوفا محجوبا ، قد قسا و أظلم منذ فارق نور التّعظيم . يعنى : هر گاه كسى به عكس اوّل ، بعد از ياد الهى و توجّه به جناب احديّت ، به سبب اشتغال به كارهاى دنياى دنيّه و ميل به لذّات فانيّهء كاسده ، از ياد او غافل شود و از معمورهء ذكر ، رو به خرابهء غفلت آرد ، در اين حالت چنين مىيابد كه گويا از نورانيّت به ظلمت و از انس به وحشت ، ميل نموده . از اين جهت است كه مردان خدا و دوستان او ، از اختلاط مردم متوحّشند و در ميان مردم به ديوانگان و بلها شبيهند و في الواقع به عكس اين است . فعلامة الرّفع ثلاثة أشياء ، وجود الموافقة ، و فقد المخالفة ، و دوام الشّوق . پس نشانهء رفع قلب كه مشغول بودن به ذكر خدا است ، سه چيز است ، وجود موافقت ، فقد مخالفت و دوام شوق ، اين فقره دو احتمال دارد ، يكى آن كه موافقت و مخالفت ، نظر به افراد انسان باشد . يعنى : همه را خوب ديدن و به چشم خوبى نظر به همه كردن و پى عيبجوئى كسى نبودن ، و نزاع و جدال با كسى نكردن . يا نظر به اوامر و نواهى باشد و وجود موافقت ، عبارت از اتيان به مامورات و اجتناب از منهيّات باشد و مخالفت خلاف اين . و دوام شوق ، عبارت از دوام شوق ملاقات رحمت الهى . و علامة الفتح ثلاثة أشياء ، التّوكَّل و الصّدق و اليقين .