المنسوب للإمام الصادق ( ع ) ( مترجم : گيلاني )
12
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي )
واجبات و اجتناب از محظورات ، در حكم مجبور است و نهايت اخلاص و غايت اختصاص ، در مندوبات ظاهر مىشود . چنان كه حديث است كه هر گاه بندهء مؤمن ، نماز سنّتى گزارد ( خواه ادا و خواه قضا ) ، خداوند عالم ندا مىكند به ملايكه ، كه ببينيد اين بندهء مؤمن را عملى كه من به او واجب نكردهام و در ترك او وعيد نفرمودهام ، از براى محض تقرّب من بجا مىآورد ، من نيز به ازاى اين عمل ، چاشنى محبّت خود به او كرامت فرمودم و جاى او را در بهشت برتر از ديگران مقرّر نمودم . رفتيم بر سر شرح حديث مذكور يكى از آن سه اصل كه عرفا و اهل سلوك ملازم او هستند و از او جدا نيستند ، خوف الهى است . يعنى : بيم و ترسناك بودن از عذاب وى ، و از جملهء فروع اين اصل است ، اجتناب از معاصى و اتيان به اوامر . دوم - رجاء است . يعنى : حسن ظنّ به خدا داشتن و در هر مرتبه متوقّع رحمت او بودن ، و به مضمون « لا تقنطوا » إذعان نمودن ، و بر اين اصل متفرّع است ، عدم يأس از رحمت الهى . سوم - حبّ الهى است و آن عبارت از رضا دادن است به قضاى وى و در همه حال به صبر و شكر بودن ، در مراتب دنيا از فقر و فاقه و صحّت و مرض ، از خود بدترى ديدن و شكر كردن ، در مراتب آخرت از صلاح و تقوى به ، به از خود نظر كردن و ترقّى نمودن ، و اين اصول ثلاثة هر چند نظر به فروع خود ، اصول هستند ، امّا نظر به اسباب و علل خود ، فروع هستند و به اصول ايشان اشاره كرده ، مىفرمايد كه : فالخوف فرع العلم . يعنى خوف الهى فرع علم است و هر كه را علم نيست ، خوف نيست . چه ، هر گاه كسى خدا را شناخت و راه به عظمت و بزرگوارى او برد ، عبادت خود را در جنب بزرگوارى او حقير و سهل مىشمارد . و اين ، سبب خوف او مىشود از حضرت بارى . و ديگر آن كه از راه علم ، راه به كيفيّت علم واجب خواهد برد و خواهد