المنسوب للإمام الصادق ( ع ) ( مترجم : گيلاني )

13

مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي )

دانست كه علم او محيط است به جميع چيزها و هيچ ذرّه‌اى از ذرّات عالم ، از علم او بيرون نيست . پس به خود فكر مىكند و مىگويد كه : شايد در عمل من نقصى و قصورى مىباشد ، كه من راه به او نبرده باشم و از آن جهت عمل من مرضىّ خدا نباشد و نابود و ناچيز باشد و از اين راه ، خائف و ترسان مىشود و اين خوف حاصل نشود ، مگر به سبب علم . باز به وسيلهء علم راه مىتواند برد به احوال انبيا و اوليا و عبّاد ما سلف ، كه ايشان با وجود مناعت شأن ، به ارتكاب خلاف اولايى و تقصير سهلى ، چه قدر گريه و استغاثه مىكرده‌اند . مثل آدم عليه السّلام كه به سبب تناول شجرهء منهيّه ، دويست سال گريه كرد ، تا توبه اش قبول شد . و حضرت نوح عليه السّلام كه شيخ الانبيا است ، به محض گفتن : « إِنَّ ابْنِي من أَهْلِي وَإِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ » ( هود - 45 ) ، معاتب شد به عتاب : « فَلا تَسْئَلْنِ ما لَيْسَ لَكَ به عِلْمٌ » ( هود - 46 ) ، و بعد از ورود اين عتاب ، حضرت نوح عليه السّلام از خجالت تا چهل سال سر بالا نكرد . حضرت إبراهيم عليه السّلام نيز به سبب سهوى كه از او سر زد ، تضرّع و زارى بسيار كرد و مىگفت : « أَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ » ( شعراء - 82 ) ، و گريهء بسيار مىكرد ، تا حضرت بارى « عزّ اسمه » به او وحى كرد كه : « يا إبراهيم هل رأيت خليلا يعذّب خليله بالنّار ؟ » جواب گفت : « يا جبرئيل إذا رأيت خطيئتي نسيت خلَّته » . باعور كه در زمان حضرت موسى عليه السّلام بود و از كثرت عبادت به مرتبه‌اى رسيده بود كه عرش را مىديد و از هزار متجاوز تلامذه ، هر كدام با محبره ، در مجلس درس او حاضر مىشدند و از او استفاده مىكردند ، به محض عدم رعايت شخصى « كما ينبغي » مبغوض الهى شد . و حضرت پيغمبر آخر الزّمان ، كه اكمل و اشرف خلق است مىفرمود : « شيّبتنى سورهء هود » ، يعنى : پير و ناتوان كرد مرا سورهء هود ، زيرا كه آيهء : * ( فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ ) * ( هود - 112 ) در آن است . هر گاه اين چنين أكابر ، اين چنين خوف داشته باشند و به اندك تقصيرى معاتب و مجرم باشند ، ما چطور خواهيم بود ؟ ! و خوف ما به چه طريق مىبايد باشد ؟ ! پس معلوم شد كه مناط خوف الهى علم است و هر كه را علم بيشتر ، خوف بيشتر است ، و اعدل شاهد بر اين است كريمهء : « إِنَّما يَخْشَى الله من عِبادِه الْعُلَماءُ » ( فاطر - 28 ) ، و