حمد الله مستوفي قزويني
777
تاريخ گزيده
كردند و بعد از مراجعت مسلمانان ، با سر ضلالت و گبرى رفتند . لشكرى ديگر از اسلام در صحبت عبد الرحمن الحارثى بيامدند و آن را مسخر كردند و هم در عهد حضرت امير المؤمنين عمر رضى الله عنه قزوينيان اين نوبت اسلام را بصدق قبول كردند و در كار دين اسلام و طاعت مبالغت عظيم نمودند و درجهء عالى يافتند . چون مذاهب پيدا شد ، اندكى حنفى و شيعى شدند و هر دو قوم در محلت دستجردند و ديگر محلات [ شافعى مذهبند [ 1 ] ] و معدودى چند از جهودان در آنجااند و هيچ ملت و مذهب ديگر نيست . شهر قزوين و ناحيت قاقزان [ 2 ] عشرى است و ناحيت دشتبى خراجى و نواحى دشتبى و قاقزان عروة ابن زيد الخيل طائى فتح كرده است ، در زمان خلافت امير المؤمنين عمر رضى الله عنه . فصل پنجم از باب ششم در ذكر نواحى و رودخانه ها و قنوات و مساجد و مقابر آنجا اما نواحى چون هارون الرشيد قزوين را شهر مىساخت ، بشاريات و بعضى از دشتبى كه داخل همدان بود و ناحيت ابهر رود و [ وولانمرز [ 3 ] ] و بعضى از قاقزان كه داخل ابهر بود از آن ولايت مفروز كرد ، و جهت آنكه در صحراى قزوين افتاده ، داخل قزوين گردانيد [ 4 ] [ و قزوين كورهاى [ 5 ] شد . بعد از هارون الرشيد حكام اين ولايت آن مواضع با تصرف خود گرفتند . چون موسى بن بوقا باروى قزوين بساخت ، مردم را از اطراف بياورد و در محلات آنجا ساكن كرد و آن شهرى [ 6 ] معظم شد . اين نواحى باز داخل قزوين گردانيد و ناحيت زهرا و قهپايه و [ 7 ] مرضى ( ؟ ) از رى و خرقانين و خرود سفلى از همدان و طالقان و ناحيت سفح و قصر البراذين و پشكل دره از ديلمان مفروز كرد و داخل قزوين گردانيد . و بعد از آن بار ديگر حكام آن ولايات تنازع مىكردند . ابو مالك بن حنظلة بن خالد التميمى كه از اكابر آن زمان بود و مقيم ولايت قزوين بود و در حضرت خلفا صاحب حرمت ،
--> [ 1 ] - م : شافعى مطلبى رضى الله عنهاند و مذهب او اختيار كردند [ 2 ] - ب ، ر : قاقران - هم اكنون نيز دهستان قاقزان باقى است و شامل 146 ده ( رك : اسامى دهات كشور ج 1 ص 143 ) [ 3 ] - ب ، ندارد - ر : در انمرر - ف : رامند . جائى بدين اسم نيافتم مگر ديهى بنام « ولامدر » از دهستان كوهپايه ( رك : اسامى دهات كشور ص 145 ) [ 4 ] - از اينجا تا آخر فصل در نسخهء ب نيست [ 5 ] - ر : كوره [ 6 ] - ر : شهر [ 7 ] - ر : مرجى - ف : مرصى .