حمد الله مستوفي قزويني

778

تاريخ گزيده

سعى نمود و توسط كردند بر آنكه قهپايه و مرضى [ 1 ] ( ؟ ) با رى و خرقانين با همدان گذارند ديگرها داخل قزوين باشد . چون حكومت به جعفريان رسيد ، ابهر و زنجان و طارمين و رودبارها و ديلمان و خرگام و رحمتآباد [ 2 ] و خستجان [ 3 ] و سجاس و سهرورد [ 4 ] و در آباد و كاغذ كنان و و مزدقان [ 5 ] داخل قزوين كردند و در حجج و صكوك قديم تمامت از كورهء قزوين نوشته‌اند . چون دولت بمغول رسيد و حكومت به افتخاريان دادند ، ساوه و آوه و زراره [ 6 ] و جهرود بر آن مضاف كردند و تومانى خواندند . مردم نواحى قزوين اهل زهرا و بعضى دشتبى و ابهر رود شيعى باشند و مردم ناحيت بشاريات و سفح حنفى و ديگر نواحى شافعى مذهبند . ده اك [ 7 ] قاقزان و دستجرد سفح [ 8 ] در خفيه مزدكى باشند [ 9 ] و تمام مذاهب در مذهب خود بغايت صلب باشند . ] اما رودخانه ها [ 10 ] آب رودخانه هاى آنجا از برف است و اندكى چشمه دارد و در آخر زمستان و اول بهار جارى باشد و در گرما چون آب چشمه ها اندك است به شهر نتواند رسيد [ 11 ] و پنج رودخانه است [ 12 ] :

--> [ 1 ] - ر : مرحى - ف : مرصى [ 2 ] - ر : جركام [ 3 ] - ر : حسنخان ( ؟ ) - آيا همان اشتجين فعلى يا حسن جون نيست . چون چنين نامى در جزو قرى و قسمتهاى فعلى قزوين نيافتم ( رك اسامى دهات كشور ج 1 ص 143 و نزهة القلوب چاپ 1336 طهران ص 65 و حواشى براى نسخه بدلها و فرهنگ جغرافيائى ايران ج 1 ص 67 ) [ 4 ] - ر : شهر درد [ 5 ] - ر : هرمزقان - م : و هردقان [ 6 ] - م : زاده - ف : وزوا . تصحيح از رافعى بنقل از كتاب « مينودر » [ 7 ] - ر : ده آك - در جزو دهات قاقزان فعلى چنين دهى نيست ولى هم در دهستان اقبال قزوين دهى است بنام « اك » و هم در دهستان خرقان ( رك . اسامى دهات كشور ص 138 و 136 ) [ 8 ] - م : دستجرد و سفح [ 9 ] - در خصوص اين مطلب رجوع شود به نزهة القلوب ص 67 و كتاب مينودر ص 441 - 448 [ 10 ] - ب : واديها [ 11 ] - ب : نتوانند . [ 12 ] - بقيه مطالب مربوط بدين فصل در نسخهء ب نيست .