حمد الله مستوفي قزويني

38

تاريخ گزيده

بسيار بر او جمع شد . چون عمرش به دويست سال رسيد ، در گذشت . شعيب ابن ثويب بن عنقا بن ثابت بن مدين بن ابراهيم . حق تعالى او رسالت داد ، باصحاب الايكه فرستاد . اندكى ايمان آوردند و بيشتر او را تكذيب كردند . حق تعالى ايشان را عذاب فرستاد و گرمائى بر ايشان مسلط كرد . كافران را تحمل آن نبود ، بصحرا رفتند . ابرى پديد آمد ، به زير سايهء آن شدند . از آن ابر آتشى بباريد و تمامت را بسوخت . مؤمنان را از آن گرما و آتش ضرر نبود . شعيب بعد از آن مدتى بزيست . موسى به حكم حديث ما قبل ، اولوا العزم چهارم است و در ديگر روايات دوم و لقب او كليم الله . نسبش موسى بن عمران بن قاهث بن لاوى بن يعقوب بن اسحق بن ابراهيم عليه السلام [ آذر بن ناحور بن ساروغ بن ارغوا بن فالغ بن شالخ بن ارفخشد بن سام بن نوح بن لمك بن يرد بن قينان بن مهلائيل بن انوش بن شيث بن آدم عليه السلام ] [ 1 ] . موسى در زمان پادشاهى وليد بن مصعب بن ريان ، فرعون مصر ، متولد شد . در آن وقت در مصر دو قوم بودند : بنى اسرائيل كه دين ابراهيم داشتند و [ قبطيان ] [ 2 ] كه كافر بودند و بنى اسرائيل در دست [ قبطيان ] [ 2 ] زبون بودند و بريشان جورها ميرفت و [ فرعون ] [ 3 ] بسبب آنكه منجمان گفته بودند كه درين چند سال پسرى كه مبطل احكام او باشد متولد خواهد شد . هر پسرى كه بنى اسرائيل آوردندى ، بكشتى ، تا موسى متولد شد . مادرش او را در صندوقى خوابانيد و برود نيل افكند . آب صندوق موسى را به زير كوشك فرعون برد . كنيزك آسيه ، زن فرعون آن را بگرفت و پيش آسيه و فرعون برد . [ آسيه ] [ 4 ] را فرزند نبود . او را بفرزندى پذيرفتند و دايه طلبيدند . موسى شير هيچ دايه نمىخورد . چون مادرش را بدايگى او آوردند شير او بگرفت . مادرش بدايگى او مقرر شد . چون به دو سالگى رسيد ، يك روز ريش فرعون بگرفت . فرعون خواست كه او را بكشد . آسيه مانع شد و گفت از نادانى كرد و

--> [ 1 ] - فقط در نسخ ف و ك [ 2 ] - ف : قبتيان [ 3 ] - ك ، ندارد ، ب : چون [ 4 ] - همه نسخ جز نسخه ر : آيسيه