حمد الله مستوفي قزويني

39

تاريخ گزيده

آزمودن را طشتى ياقوت و طشتى آتش پيش آوردند . موسى آتش پاره به دهان نهاد . زبانش بسوخت و بدين سبب سخن فصيح نتوانستى گفت . چون به حد بيست سالگى رسيد ، فرعون جهت او زن خواست و او را دو پسر آمد و چون به بيست و شش سالگى رسيد ، از قوم قبطيان يكى را مشت زد و بكشت . بدين سبب از مصر بگريخت و به نزديك شعيب پيغمبر رفت و دختر او را بخواست و مهر او دو سال ، جهت شعيب ، شبانى كرد . موسى را از آن نيز دو پسر آمد . چون عزيمت مصر كرد ، شعيب او را گوسفندان داد و عصائى بخشيد . از پيش شعيب روان شد . در راه در شبى تاريك ، زن موسى را درد زادن گرفت . روشنى پديد آمد . موسى بطلب آن رفت . بكوه طور سينا رسيد . روشنى بر سر درخت ديد . موسى متعجب شد . خطاب آمد كه انى انا الله و وحى بموسى منزل شد و بمعجزهء عصا كه اژدرها شدى و يد بيضا كه درفشان گشتى ، مشرف كرد و بفرعون فرستاد و هر گونه پيغامها داد . موسى را چون عقده در زبان بود ، برادر خود هارون را بوزيرى خود خواست . او را نيز رسالت داد ، هر دو را بفرعون بفرستاد . فرعون ازيشان معجزه خواست . موسى يد بيضا بنمود . ديگر خواست . عصا بينداخت ، اژدها شد . فرعون بترسيد و درخواست كرد تا موسى عصا بر گرفت و فرعون را آسيبى نرسانيد . فرعون موسى را جادو خواند و جادوان بسيار بياورد تا بر موسى غلبه كنند . جادوان دشتى چوب و ريسمان بمار و اژدها نمودند . موسى عصا بيفكند اژدها شد و تمامت را بخورد و چون موسى عصا بر گرفت ، همان عصا بود و از [ اژدهاى جادوئى جادوان ] [ 1 ] هيچ اثر نمانده و جادوان تمامت ايمان آوردند و فرعون ايشان را هلاك كرد . فرعون و قبطيان هفت نوبت ببلا مبتلا مىشدند و با موسى شرط مىكردند كه چون بدعاى موسى از آن خلاصى يابند ، ايمان آورند . چون خلاصى مىيافتند پشيمان مىگشتند : اول سه سال متواتر قحط بود چنان كه [ بسيار مردم از گرسنگى بمردند ] [ 2 ] دوم افراط بارندگى چنانچه بيشتر آبادانيها

--> [ 1 ] - ر : [ آلات جادوان ] ، ك : [ از آن جادوها ] ، ب : [ اثر جادوئى جادوان ] [ 2 ] - در ، ب : [ بسيارى بمردند ]