حمد الله مستوفي قزويني

37

تاريخ گزيده

اسباط مىخوانند و مىگويند از ذكر اسباط در قرآن غرض ايشانند و اين آيت مقوى سخن ايشان است قولوا آمنا باللَّه و ما انزل الينا و ما انزل الى ابراهيم و اسحق و يعقوب و الاسباط و ما اوتى موسى و عيسى و ما اوتى النبيون من ربهم لا نفرق بين احد منهم و نحن له مسلمون [ 1 ] . خضر و هو يليا بن ملكان بن فالغ بن عابر بن شالخ بن ارفخشد بن سام بن نوح بن لمك ولادت او پيش از زمان ابراهيم بود و رسالت بعد از جماعت ما قبل يافت . گويند او معاصر ذو القرنين اكبر بود و از خواص دولت او . بطلب آب زندگانى بر مقدمهء او رفت و چشمهء حيوان دريافت و از آن بخورد . حق تعالى او را زندگانى دراز داد و از دانش بهره مند گردانيد و اهل معنى گويند آب حيوان علم و دانش بود كه او را كرامت شد و نام او باقى ماند و بقاى نام عمر ثانى باشد و مقام او بيشتر در درياها بود . ايوب ابن موص بن زارح بن رغويل بن عيص بن اسحق بن ابراهيم ( ع ) اصلش از روم بود ، اما بشام نشستى و او را ده فرزند بود و خواستهء بىشمار داشت . [ هر چه ] [ 2 ] از محنت و سختى كه به دو رسيدى ، بدان صبر كردى . حق تعالى او را ببلاها مبتلا گردانيدى و صبر و تحمل او بر ملائكه عرض كردى تا قوت نفس بنى آدم معلوم كنند . اول خواسته از و باز گرفت و او را فقير گردانيد . پس فرزندانش بمردند ، پس تن او [ برنج ] [ 3 ] مبتلا گردانيد چنانچه كرم درو افتاد و از بوى زشت او پيرامون او [ نمىشايست ] [ 4 ] گشت . او بر آن همه صبر كرد و نناليد تا بمرتبه‌اى كه چون كرمى از و بيفتادى ، آن را [ بر جاى خود ] [ 5 ] نهادى و گفتى روزى خود مىخور . تا حق تعالى برو ببخشود و چشمهء آب زير قدم او زاينده گردانيد تا خود را بدان بشست و صحت يافت و آن چشمه به عين ايوب مشهورست . هر معلول كه خود را بدان آب مىشويد ، صحت مىيابد . ايوب را ديگر بار فرزندان آمدند و خواستهء

--> [ 1 ] - قرآن : بقره 131 [ 2 ] - ك ، ر : [ هر چيز ] [ 3 ] - ر : [ رنج كرمان ] ، ك : [ رنج گران ] [ 4 ] - ب ، ك : [ نمىتوانست ] [ 5 ] - ر : [ بر جاى ] ، ك : [ باز جاى ] ، ف [ جاى ]