حمد الله مستوفي قزويني
398
تاريخ گزيده
مسعود از ايشان منهزم بغزنين رفت ، محمد مكحول را از قلعه بيرون آورد و عزيمت هندوستان كرد . چون از رود جيلم بگذشت ، لشكر بر مسعود بيرون آمدند و محمد مكحول را ازو بستدند و تخت بر پشت پيلى زده بر آنجا بنشاندند و در لشكر بگردانيدند و مسعود را بگرفتند و پيش محمد آوردند . محمد گفت آن بدى كه تو با من كردى ، من با نيكى مقابله كنم . كدام موضع مىخواهى كه با متعلقان ، آنجا ساكن شوى ؟ مسعود قلعهاى اختيار كرد . محمد او را به آن قلعه فرستاد . در راه لشكر او را بكشتند ، در جمادى الاول سنهء ثلاث و ثلاثين و اربعمائه . مدت سيزده سال پادشاهى كرده بود . بعد ازين محموديان بغزنه قناعت كردند . ايشان را بدين سبب غزنويان گويند و در آن ملك ، آثار ايشان بسيارست . عماد الدوله محمد ابن محمود بن سبكتكين ، در حيات برادر ، [ در اول عهد ] [ 1 ] ، چهار سال در غزنين پادشاهى كرد . پس به حكم برادرش مسعود نه سال محبوس بود . بعد از قتل مسعود ، يك سال ديگر حكومت كرد و در سنهء اربع و ثلاثين و اربعمائه ، بر دست برادر زاده كشته شد . شهاب الدوله مودود ابن مسعود بن محمود بن سبكتكين بر عم خروج كرد و بقصاص خون پدر ، او را با تمامت اولاد و هر كه در خون مسعود ساعى بود ، بكشت . و دختر جغرى بك را بخواست و ازو پسرى آورد ، مسعود نام كرد . مدت هفت سال پادشاهى كرد . در رجب سنهء احدى و اربعين و اربعمائه بديدن جغريبك عزيمت خراسان كرد . در راه بقولنج در گذشت . مسعود ابن مودود بن مسعود بن محمود بن سبكتكين بعد از پدر پادشاهى به دو دادند . يك ماه حكم كرد . چون او طفل بود ، زمام امور در كف كفايت مادرش بود . [ بتراضى مادرش ] [ 2 ] ، امرا و اركان دولت ، پسر را خلع كردند و بر عمش متفق شدند .
--> [ 1 ] - ب ، ندارد [ 2 ] - م ، ر ، ندارد .