حمد الله مستوفي قزويني

399

تاريخ گزيده

بهاء الدوله على ابن مسعود بن محمود بن سبكتكين بعد از برادر زاده بر تخت نشست و زن مودود ، دختر جغريبك [ 1 ] ، را در نكاح آورد . دو سال پادشاهى كرد . عمش برو خروج كرد و او را منهزم گردانيد ، در سنهء ثلاث و اربعين و اربعمائه . مجد الدوله ابو منصور ، عبد الرشيد بن محمود بن سبكتكين بعد از برادر زاده بپادشاهى نشست و يك سال پادشاهى كرد . دختر جغريبك ، بكين شوهر ، [ به قصد او ] [ 2 ] لشكر آورد . از غلامان محمودى ، شخصى طغرل نام ، كه امير الامرا بود ، با آن لشكر متفق شد . با عبد الرشيد جنگ كردند و او را اسير كردند . [ 3 ] دختر جغريبك او را بطغرل سپرد و محبوس كرد و با خراسان مراجعت نمود . طغرل بر آن ملك مستولى شد . غزنويان [ 4 ] او را طغرل كافر نعمت خواندند . عبد الرشيد بمرتبه‌اى ابله و سست راى بود كه بحدود ميدان محبوس بود . طغرل كافر نعمت در ميدان گوى مىباخت . او برخاسته بود و تماشا و تحسين مىكرد . بعد از مدتى طغرل كافر نعمت او را بكشت و در آن وقت از [ شاهزادگان محمودى ] [ 5 ] نه شاهزاده : حسين [ 6 ] و نصر و ايرانشاه و خالد و عبد الرحمن و منصور و همام و عبد الرحيم و اسماعيل در قلعهء دهك محبوس بودند . شبى در قلعه بشكستند و بيرون آمدند و پناه بنوشتكين شرابى [ 7 ] حاجب عبد الرشيد بردند . او بى زينهارى [ 8 ] كرد و تمامت را بدست طغرل كافر نعمت داد تا بكشت . سه شهزادهء ديگر : فرخ زاد و ابراهيم و شجاع در قلعهء عبيد محبوس بودند . شبى طغرل كافر نعمت بفرستاد و ايشان را طلب داشت تا بكشد . زمان او را امان نداد . چون بر تخت محمودى نشست ، خواست كه دامن گرد كند ، نوشتكين شرابى [ 7 ] با دو غلام ، تيغ درو گردانيدند و او را پاره پاره كردند . اهل غزنين ، بقتل او ، خرميها كردند . خبر قتل او بقلعهء عبيد رسيد . آن سه شهزاده از كشتن خلاصى يافتند .

--> [ 1 ] - ف ، همه جا جعفر بك نوشته [ 2 ] - ر ، ندارد - ق : در قصد [ 3 ] - ق ، م : گردانيدند [ 4 ] - ق : غزنينيان [ 5 ] - ف ، ر : نوادگان محمود - ب : نبيرگان محمود [ 6 ] - ب : حسن [ 7 ] - ب : حسن شروانى ر ، م : سرائى [ 8 ] - ب : بى انصافى