حمد الله مستوفي قزويني
377
تاريخ گزيده
اندك مدتى بر شهر اشناس مستولى گشت . پسرش اسد بن سامان را در عهد مأمون خليفه حرمتى پيدا شد و طاهر ذو اليمينين او را كارها فرمود . بعد ازو مأمون خليفه پسرانش را بولايات امارت داد : سمرقند بنوح بن اسد و فرغانه باحمد بن اسد و اشناس بيحيى بن اسد و هرات بالياس بن اسد . ايشان مدتى مباشر اشغال اين ولايات بودند تا در سنهء احدى و ستين و مأتين ، معتمد خليفه تمامت ولايت به نصر بن احمد بن اسد بن سامان داد و او ارشد آن قوم بود . برادرش اسماعيل از قبل او حاكم بخارا شد . بعد از مدتى مفسدان [ 1 ] ميان برادران خصومت انداختند . نصر بجنگ اسماعيل رفت . ظفر اسماعيل را بود . اما برادر مهتر را دستبوس كرد و گفت تو همچنان مهتر و مخدومى . اگر بخارا برقرار به من ارزانى دارى ، به كار آن قيام نمايم و الا بهر چه فرمايى ، مطيعم . نصر خجل شد و برقرار كار بخارا را [ اسماعيل مىساخت ] [ 2 ] و نصر حكومت ما وراء النهر مىكرد ، تا در سنهء تسع و سبعين و مأتين نصر در گذشت و تمامت كار بر اسماعيل ابن احمد بن سامان قرار گرفت و بخارا را دار الملك ساخت . او مردى فرزانه و با شكوه بود . امارات پادشاهى از جبين او ظاهر بود . ملك ما وراء النهر در عهد او معمور شد . چون بنى ليث دست بر آوردند ، معتضد خليفه او را فرمان داد تا ايشان را بر انداخت و خليفه مملكت بنى صفار بر او مسلم داشت . در منتصف ربيع - الآخر سنهء سبع و ثمانين و مأتين در بعضى ايران نام پادشاهى برو اطلاق رفت و او در كار خيرات مساعى جميله بتقديم رسانيد و در عدل و داد كوشيد . يكى از بزرگى در عهد او پرسد : طاهريان مردمى پاك دين و نيكو اعتقاد بودند و خيرات بسيار كردند و از آن هيچ پيدا نيست و بنى ليث ظالم و ستمكاره بودند و زيادت خير نكردند و تمامت جاريست . چه موجب است و حكمت ازلى درين چگونه ؟ جواب داد كه بعد از طاهريان بنى ليث بودند . از غايت خبث طبيعى
--> [ 1 ] - ق : مفتنان [ 2 ] - م : اسماعيل داشت .