حمد الله مستوفي قزويني
378
تاريخ گزيده
و ظلم جبلى ، اجراى خيرات طاهريان نكردند و از حرص و طمع تمامت باطل كردند و موقوفات آن با تصرف گرفتند و بعد از بنى ليث ، سامانيانند . از روى نيك مردى و پاك اعتقادى خيرات بنى ليث مقرر داشتند و در آن طمع نكردند . لا جرم آن يكى ناچيز و اين يكى جارى شد و حكمت درين صورت آنكه لا شك در محشر بد و نيك را جزا خواهد بود : هر كس كه نيكى كرده او را اجرى دهند و آنكه از بدى آن نيكى باطل كرده ، نيكى كه آن بد كردار را باشد ، در ازاى بطلان نيكى نيك كردار ، بنيكوكار دهند . باز اگر نيكوكارى ديگر نيكى آن نيكوكار را جارى گرداند ، همانند محيى ، ثانى را ثواب باشد . پس ثواب نيكوكار اول يكى در سه باشد و بد كردار را هيچ ثواب نماند . آن را ببهشت و اين را بدوزخ رسانند . اسماعيل سامانى هفت سال و ده ماه در ايران پادشاهى كرد و در رابع عشر صفر سنهء خمس و تسعين و مأتين در گذشت . از سخنان اوست : كن عصاميا و لا تكن عظاميا . [ اى كن كعصام الذى قيل فيه : نفس العصام سودت عصاما * و علمته الكر و الا قداما و جعلته ملكا هماما و لا تكن ممن يفتخر بعظام آبائه ] [ 1 ] احمد ابن اسماعيل بن احمد بن اسد بن سامان بعد از پدر به حكم وراثت پادشاه شد . عالمپرور و علم دوست بود . مجالست او با علما بودى . بدين سبب غلامان ازو متنفر بودند و او مناشير و احكام از زبان درى با عربى نقل كرد . مدت پنج سال و چهار ماه حكومت كرد . روزى اخبار مخالف از اطراف ملك خود شنيد . گفت الهى اگر تقدير حكم تو چنانست كه اين ملك [ بر من بشورد ] ، [ 2 ] پيش از شوريدگى مرا [ اجل ده ] [ 3 ] و زحمت بندگان خود مپسند : او را هر شب دو شير بر در خانه
--> [ 1 ] - در ب ، ف نيست . [ 2 ] - م : شوريده شود [ 3 ] - م : مرگ ده - ب ، ف : مرگ فرست .