حمد الله مستوفي قزويني

364

تاريخ گزيده

در شبى ديگر آواز كرد تا كه بشب آب بر بالا كشيد ، تا سرد شود و بروز فرو گيريد . بشنيد . دانست كه در آن هنگام موسم آن فعل نيست . گفت بى شك ميان عاشق و معشوق مواضعه ايست . كس فرستاد ، بدان جانب . مردى پير از آن خانه بيرون آمد و به مسجد رفت و جوانى خوش صورت بيامد و خواست كه در آن خانه رود . مرد او را بگرفت و پيش خليفه برد و تفحص رفت . معشوق زن آن پير بود . قاضى را آواز داد تا ميان ايشان مواضعه روشن گشت و بر ايشان حكم شريعت بتقديم رسانيد . در عهد او اسماعيليان مصر بر افتادند و ملك مصريان بآل ايوب رسيد و سكه و خطبه با نام مستنجد كردند . بسبب آنكه دانشمندى جرجانى . نجم الدين لقب ، پيش آل ايوب مرتبه بلند كرد . چنان كه ايشان در ركاب او پياده رفتندى . آل ايوب را گفت خطبه و سكه بنام خلفاى بنى عباس مىبايد كرد تا نماز درست باشد . بقول او خطبه با نام مستنجد كردند . مستنجد پانزده سال خلافت كرد و در اوائل ربيع الاول سنهء ست و ستين و خمسمائه در گذشت . از پادشاهان جهان محمد بن محمود و عمش سليمان شاه و عمزاده اش ارسلان بن طغرل سلجوقى و الب ارسلان خوارزمشاه و سنقر بن مودود سلغرى و برادرش زنگى معاصر او بودند و از اسماعيليان محمد بزرگ اوميد دعوت بواطنه مىكرد . در عهد او ملوك غزنه منقطع شدند و ملك ايشان با غوريان افتاد . المستضيء بنور الله ابو محمد حسن بن مستنجد بن مقتفى بن مستظهر بن مقتدى بن ذخيرة - [ الدين ] بن قائم بن قادر بن اسحق بن مقتدر بن معتضد بن موفق بن متوكل بن معتصم بن هارون بن مهدى بن منصور بن محمد بن على بن عبد الله بن عباس ، بيست و يكم است از عباس و سى و سيم خليفه . بعد از پدر بخلافت رسيد . بزرگ منش و بسيار عطا بود . از مروت او حكايت بسيار است . در اول عهدش امير الامراء قطب الدين قيماز بود و در امارت طول مدت يافته . ديانتى تمام داشت و محب علما بود . خادمان خليفه : صندل و خالص را با او عداوت بود . خليفه را با او بد كردند . خليفه بر قصد او قادر نبود . بر