حمد الله مستوفي قزويني

363

تاريخ گزيده

بعد از پدر خلافت به دو دادند . [ 1 ] هيبت و وقار و كياستى تمام داشت و عاقل و فرزانه و لطيف طبع بود و اشعار خوب متين دارد . در وصف وزير خود ابن هبيره [ 2 ] گفت . شعر صفت نعمتان خصتاك و عمتا * فذكرهما حتى القيامة يؤثر وجودك و الدنيا اليك فقيرة * وجودك و المعروف فى الناس منكر و لم ار من ينوى لك السوء يا ابا * المظفر الا كنت انت المظفر فلو رام يا يحيى مكانك جعفر * و يحيى لكنا عنه يحيى و جعفر شعر اذا مرضنا نوينا كل صالحة * و ان شفينا فمنا الزيغ و الزلل نرضى الإله اذا جعنا و نسخطه * اذا امنا فلا يزك لنا عمل از كياست او مرويست : شبى با يكى از خواص كه پيش او خفته بود گفت آواز كدينهء زرگرى از زير سقفى مىآيد و در چنين موسم در زير سقف اين عمل نتوان كرد . همانا قلابست . پس تأمل كرد و گفت برو بفلان محلت و كوچه منتظر باش آن كس كه در چنين هنگام چنين كار كند ، او را تردد ضرورى باشد . چون در بگشايند ، در رو و آن كس را كه اين كار مىكند ، بياور . همچنين كرد و آن شخص را با دراهم مسكوك و غير مسكوك پيش خليفه برد . خليفه احتياط كرد . عيار تمام بود . موجب پرسيد . مرد گفت از درويشى بدين جرأت اقدام نمودم . قلبى نزده‌ام . اما فايدهء بنده درين اجرت تمغاست : خليفه بر او رحمت كرد و در حق او انعام فرمود و گفت من بعد ، در دار الضرب ، ضرب كن و ازو هيچ نخواهند و نستانند .

--> [ 1 ] - روز يك شنبه دوم ربيع الاول 555 و در آن موقع سن او چهل و پنج سال بود . [ 2 ] - ابو المظفر الوزير للخلافة عون الدين يحيى بن محمد بن هبيره مصنف كتاب الايضاح عن شرح معانى الصراح مردى بسيار دانشمند در نحو و لغت و عروض بود و به سمت وزارت مقتفى و مستنجد سالها بحسن خلق و عدالت با مردم رفتار كرد و هرگز لباس حرير نپوشيد . مرگ او بفجأة در يكشنبه 12 جمادى الاولى 530 روى داد و بعضى گويند مسموم شد . ( رك : البداية و تجارب السلف و ساير كتب مربوط بتاريخ اسلام و تاريخ وزراء )