حمد الله مستوفي قزويني

307

تاريخ گزيده

ماهان را معزول كرد و هر چه بنا حق از مردم ستده بود ، الزام كرد ، تا حق به صاحب حق باز داد . چون كار رافع بن ليث در ما وراء النهر بزرگ شده بود ، هرثمة از هارون مدد خواست . هارون به خود عزيمت خراسان كرد . چون به همدان رسيد ، مردم شهرستان قزوين كه اكنون محلتيست از قزوين ، از دست ديلمان ، شكايت به حضرت او رسانيدند . هارون بفرمود [ تا محلات ديگر را ديوارى ] [ 1 ] بسازند و بارو كنند . چون بعمارت مشغول شدند ، هارون در طوس ، در شب شنبه ثالث ربيع الاخر سنهء ثلاث و تسعين و مايه در گذشت . او را آنجا كه اكنون مشهدست ، از آن على بن موسى الرضا ، دفن كردند . بيست و دو سال و دو ماه و نيم خلافت كرد و چهل و دو سال عمر داشت . عمارت قزوين تا زمان معتز خليفه ناكرده بماند . حكايت زبيده خاتون ، زن هارون الرشيد و خيراتى كه بر راه حج كرده و پاكدامنى او مشهورست و به همه زبانها مذكور و از شرح مستغنى و [ تا غايت ] [ 2 ] نيك زنان جهان را به دو نسبت كنند . الامين محمد بن هارون بن مهدى بن منصور بن محمد بن على بن عبد الله بن عباس ، هشتم است از عباس و ششم خليفه . بعد از هارون ، در بغداد ، خلافت بر او مقرر شد . در بنى عباس ، هيچ خليفه را به غير ازو مادر و پدر عباسى نبود . او را بر زنان ميل و شغفى تمام بود . گويند آستينهاى فراخ اختراع اوست تا به حدى كه مردى از آستين او در توانستى رفت . روزى چند كنيزك به پهلوى هم ديگر نشانده بود و از آستين يكى در مىرفت و از آن ديگر بيرون مىآمد . پدرش در نظاره بود . از اين كار با او عتاب كرد و او را به تحصيل علم الزام نمود و او گفت : انا مشغول بايرى * فاطلبوا للدرس غيرى لاجرم ملك بر او نپائيد . در اول خلافت [ نامه ] [ 3 ] كرد بوزير فضل بن ربيع بخراسان كه با هارون رفته

--> [ 1 ] - ف : محلات ديگر در فريواران - ق : ما محلات ديگر فرلواران - ب : تا محلاتى ديگر در برابر آن [ 2 ] - ف : و تا غايتى كه [ 3 ] - ب ، ف : پيغام