حمد الله مستوفي قزويني

293

تاريخ گزيده

او را امير حاج كنى ، فتنه باشد و از اهل بيت كسى را بخلافت اختيار كند . سفاح امارت حج به ابو جعفر داد و او با ابو مسلم به حج رفتند . از هر منزلى كه ابو جعفر كوچ كردى ، ابو مسلم نزول كردى تا آب وفا كند . برفتند و حج كردند و بواسطهء تدبير ابو جعفر ، فتنه ظاهر نشد . سفاح در ثالث عشر ذى الحجة سنهء ست و ثلاثين و مايه در گذشت . چهار سال و نه ماه خلافت كرد . مقامش پيش از خلافت به جزيره بود و در خلافت به انبار نقل كرد و آنجا عمارت عالى ساحت . همانجا در مسجد مدفون است . المنصور بالله ابو جعفر منصور بن محمد بن على بن عبد الله بن عباس دوم خليفه است و پنجم از عباس . چون در بخل مبالغت نمودى ، او را ابو دوانيق خواندند . بعد از سفاح ، ابو مسلم مىخواست كه خلافت به عمزادهء او ، عيسى بن موسى دهد . او قبول نكرد و گفت اگر سفاح در حق من وصيت كردى ، با وجود ابو جعفر قبول نكردمى ، فكيف در حق ابو جعفر وصيت كرد ، چگونه قبول كنم . بدين سبب ابو جعفر با ابو مسلم بد شد و به حكم وصيت برادر بخلافت نشست . عمش عبد الله بن على با او سركشى مىكرد . ابو جعفر پيش ابو مسلم فرستاد تا بحرب او رود . شبرمه كه سرور افاضل زمان خود بود و استاد منشيان ، با ابو مسلم گفت : با [ رنود ] [ 1 ] خراسان بجنگ عم خليفه مىروى و او با شير مردان شام ، از حزم دورست . ابو مسلم گفت تو بآراستن سخنان جزل و اختراع معانى باريك به صد درجه از من برترى ، اما در كار حرب و آئين كار زار ، هزار يك از آنچه من دانم ، تو ندانى . اين دولت كاخيست افراخته و درختى بيخ محكم كرده . بهر باد كوششى از جاى بر نيايد . برفت و بعد از محاربات [ بسيار ، عبد الله ابن على را منهزم به بصره گريزانيد و پناه با برادرش سليمان بن على بن عبد الله بن عباس برد ] [ 2 ] . چون ابو مسلم ، سپاه عبد الله بن على را بشكست و غنايم بسيار در دست او آمد ، ابو -

--> [ 1 ] - ب : باز تو در - م : تو از - ف : باز تو از [ 2 ] - ق : و بر آن صلح كردند كه خلافت بعد از ابو جعفر پسرش مهدى را بود و بعد ازو عيسى بن عبد الله را