حمد الله مستوفي قزويني
292
تاريخ گزيده
پنجم از عباس . در روز آدينه ثالث عشر ربيع الاول سنهء اثنى و ثلاثين و مايه بر او بيعت كردند . فصيح و بلند راى و نيكو سخن و كريم اخلاق بود . از سخنان اوست : من شدد نفر و من لان تألف . و التغافل من اخلاق الكريم . من كبر قدره قل طمعه . ما اقبح لنا ان تكون الدنيا لنا و اولياءنا خالون من حسن آثارنا . چون بخلافت نشست ، رداى مصطفى ( ص ) از [ 1 ] به چهار صد دينار بخريد . تدبير ملك بواجبى كردى . مصر و شام و مغرب ، به عم خود عبد الله بن على داد و حرمين به عم ديگر . داود بن على و برادر خود ابو جعفر را بواسط بجنگ يزيد بن هبيره فرستاد كه از قبل بنى مروان حاكم بود . ابو جعفر كار او بساخت و با پيش برادر آمد . سفاح او را وليعهد كرد و بخراسان فرستاد تا از كار ابو مسلم واقف شود و بيعت بستاند . ابو جعفر اهل خراسان را در جميع امور مطاوع ابو مسلم يافت . ابو - مسلم با او بتواضع درآمد و او را اعزاز تمام كرد . ابو جعفر ، ابو مسلم را از كار ابو سلمهء خلال و آنكه خلافت بعلويان خواست داد ، اعلام كرد و ازو قصد ابو سلمه خواست . [ 2 ] ابو مسلم مرار بن انس [ 3 ] را بدين مهم بفرستاد . ابو جعفر با پيش برادر آمد . ابو سلمه حفص بن سليمان ، وزير آل محمد را بكشتند و وزارت به خالد بن جعفر برمكى دادند . طالب الحق عبد الله بن يحيى بن زيد بن زين العابدين خروج كرد . سفاح ، ابو مسلم را بجنگ او فرستاد تا او را قهر كرد . سفاح ، ولايت ارمن و آذربيجان ، محمد بن صول را داد و او آن مملكت را از مخالفان پاك كرد . ابو مسلم صاحب دولت شنيد كه سليمان بن كثير قاصد [ 4 ] اوست . در سنهء ست و ثلاثين و مايه با چهار هزار سوار ، بعزم حج ، ببغداد رفت و سليمان كثير را بحضور خليفه بكشت و بخليفه التفات نكرد . ابو مسلم خواست كه خليفه او را امارت حج دهد . با ابو جعفر بگفت تا از سفاح جهت او در خواهد . ابو جعفر گفت به من داده است و با سفاح گفت اگر
--> [ 1 ] - در كليهء متون سفيد است و ذكر اسم نشده [ 2 ] - يعنى قصد قتل ابو سلمه را [ 3 ] - مرار ( بتشديد راء اول ) بن انس الضبى . . . قتله مرار و شاع ان الخوارج قتلوه ( رك : البداية و النهايه ج 10 ص 54 ) [ 4 ] - يعنى در صدد قتل اوست