حمد الله مستوفي قزويني
281
تاريخ گزيده
اردشير بابكان ، وزير زاده و بزرگ منش بودند و توليت آتش خانه بديشان تعلق داشت و در اسلام تا آخر عهد هرون الرشيد ، وزارت در خاندان ايشان بماند . جعفر بفرمود تا زر و نقره صافى كرده مضروب كنند ، چه پيش از آن مغشوش ضرب كردندى . زر جعفرى به دو منسوب است . سليمان حكم كرد تا هر چه حجاج بناحق از مردم ستده بود از متروكات او باز دادند و در آخر عهد ، عمر عبد العزيز را كه بهترين اميه بود ، ولى عهد كرد . بسبب آنكه وليد مىخواست پسر خود عبد العزيز را كه خواهرزادهء عمر عبد العزيز بود ، ولى عهد كند . عبد العزيز مانع شد و سعى نمود تا وليعهدى بسليمان داد . سليمان ، بمكافات آن ، ولايت عهد ، عمر عبد العزيز را داد . اگر چه عمر راغب نبود . مردم سليمان را بدين سبب ، مفتاح الخير خواندند سليمان ، روز آدينه بيستم صفر سنهء تسع و تسعين هجرى برنج ذات الجنب در گذشت . دو سال و هشت ماه حكم كرده بود و چهل و پنج سال عمر داشت . المعتصم بالله [ 1 ] عمر بن عبد العزيز بن مروان بعد از عم زاده ، به حكم وصيت پادشاه شد . مادرش دختر عاصم ، پسر عمر خطاب بود . او روش شيخين داشت . بدين سبب او را عمرين خوانند و فقها قول او را حجت شناسند . در امور دينى نظرى باريك داشت و در عدل و داد كوشيد . از حكام بنى اميه هيچكس مثل او نبود . حب اهل بيت در دل او راسخ بود و لعنت اهل بيت او رفع كرد و الحق توفيقى نيكو يافت و بروايتى گويند وليد [ 2 ] بن عبد الملك رفع لعنت كرد . از مسلمة [ 3 ] عبد الملك ، مسلمانان ، شكايت فسق رسانيدند . عمر عبد العزيز او را از روم باز خواند و يزيد بن مهلب را از امارت خراسان و عراق معزول كرد . مالى كه از خمس غنيمت گرگان در نامه بسليمان نوشته بود ، ازو طلب داشت و بدين سبب او را محبوس كرد . يزيد بن مهلب در عهد او محبوس بود تا در وقت وفات او بگريخت . در زمان او ، در سنهء مايه ، امام محمد بن على بن عبد الله بن عباس ، داعيان : محمد بن خنيس [ 4 ] و ابو عكرمهء سراج و حيان عطار را بدعوت بولايات فرستاد .
--> [ 1 ] - ق : معصوم باللَّه . [ 2 ] - ف : سليمان [ 3 ] - يعنى مسلمة بن عبد الملك [ 4 ] - نسخ : حسين