حمد الله مستوفي قزويني
270
تاريخ گزيده
انس را با سه هزار مرد ، بجنگ او فرستاد . يزيد بن انس رنجور شد . در روز جنگ ، ورقا را امارت لشكر داد . ورقا با عبيد الله زياد حرب كرد . عبيد الله منهزم شد و اسير بسيار با دست ورقا آمد . تمامت را بكشت و يزيد بن انس در گذشت . ورقا خبر بمختار ثقفى فرستاد و مختار ، ابراهيم بن مالك اشتر را بجنگ عبيد الله زياد فرستاد . چون ابراهيم روان شد ، كوفيان بر مختار خروج كردند . مختار ، ابراهيم را باز خواند و با كوفيان جنگ كرد . بيشتر اكابر كوفه [ را بكشتند ] [ 1 ] و در طلب خون حسين ، بجد تمام ساعى شدند ، تا عمر سعد وقاص و پسرش حفص و شمر ذى الجوشن را بكشت و سرهاى ايشان پيش محمد حنفيه فرستاد . محمد حنفيه گفت خداى تعالى او را و ما را ، [ و جمله مسلمانان را ] [ 2 ] بر طاعت توفيق دهاد . مختار ثقفى ، هر كرا ، با حسين رضى الله عنه ، حرب كرده بود ، مىگرفت و مىكشت . بعضى ازيشان بگريختند و ببصره ، پيش مصعب بن زبير شدند . مختار چون ديد كه محمد حنفيه بطاعت راغب است و مقوى او را نمىشايد ، خواست كه عبد الله زبير را مقوى خود گرداند . فريبى چند به دو فرستاد . عبد الله زبير مرد عاقل بود ، فريب درو نگرفت . مردم در احوال مختار متردد شدند . در اثناى اين ، محمد حنفيه ، عزم حج كرد . عبد الله زبير او را موقوف گردانيد و بيعت طلبيد . محمد حنفيه ، بمختار و اهل كوفه نامه فرستاد و مدد طلبيد . مختار در رمضان سنهء سبع و ستين ، ابراهيم بن مالك اشتر را بجنگ عبيد الله زياد فرستاد . بحدود موصل جنگ كردند . شاميان هفتاد هزار مرد بودند و كوفيان هفت هزار . هفت بر هفتاد غالب شد . شاميان منهزم گشتند . عبيد الله زياد ، در گريز ، بر دست ابراهيم مالك كشته شد . سرش به مختار ثقفى فرستاد . جماعتى از قاتلان حسين رضى الله عنه كه پيش مصعب زبير جمع شده بودند ، او را بر جنگ مختار ، تحريض دادند . مصعب باتفاق مهلب بن ابى صفره لشكر بجنگ مختار ثقفى آورد . مختار از كوفه لشكر بجنگ ايشان فرستاد . مصعب سپاه او را هزيمت كرد . مختار به خود بيامد و جنگ كرد ، هزيمت يافت . با كوفه آمد و بسراى سلطان نزول كرد . مصعب بكوفه در آمد و او را در حصار گرفت . مختار بيرون آمد و حرب كرد
--> [ 1 ] - م : كشته شدند [ 2 ] - م ، فقط