حمد الله مستوفي قزويني

182

تاريخ گزيده

احنف بن قيس را با سپاهى فراوان بطلب يزدگرد شهريار فرستاد . احنف از عقبهء حلوان باصفهان رفت و از آنجا [ 1 ] به راه طبس گيلكى بيرون آمد و به هرى رفت ، بحرب آن را بستد و به مرو و نشابور و بلخ و ديگر بلاد خراسان ، لشكرها فرستاد و بعضى بحرب و بعضى به صلح مسخر كرد . ميان او و يزدگرد شهريار در مرو رود [ 2 ] ، دو ماه حرب بود . يزدگرد ازو بگريخت و پناه با ماهوى سورى برد كه امير لشكر او بود و به حكم او كشته شد ، چنان كه ذكر رفت . بعد از انهزام يزدگرد ، اكثر خراسان ، مسلمانان را مسخر [ 3 ] گشت و آن احوال در سنهء اثنى و عشرين بود . عمر خطاب رضي الله عنه عثمان بن ابى العاص و ساريه را با امراء عرب و سپاه مسلمانان باستخلاص فارس فرستاد . در آنجا حاكمى ، شهرك نام ، بود . با مسلمانان جنك كرد . لشكر فارس ، سلاح تمام آهن پوشيده بودند ، چنان كه فروغ مىزد . اهل اسلام از ترتيب ايشان انديشناك شدند . حق تعالى نصرت داد . شهرك و پسرش در آن جنگ كشته شدند . در ولايت فسا و دارابگرد دو ماه حرب بود . عاقبت مسلمانان مظفر شدند و فارس در تصرف اهل اسلام آمد . درين جنگ مسلمانان ، در دامن كوهى در دست كفار زبون خواستند شد . عمر خطاب رضي الله عنه در مدينه ، در حالت خطبه كردن ، واقف آن حال شد . گفت « يا سارية الجبل الجبل » ، ساريه بقدرت خداى تعالى آواز عمر بشنيد . با مسلمانان پناه با كوه داد [ 4 ] و از كفار خلاص يافت . بعضى گويند اين معنى در كوه نهاوند بوده است و در كوه نهاوند غاريست ، اين آواز از آن غار به گوش ساريه رسيد . اكنون آن غار جهت [ 5 ] تبرك معطر [ 6 ] مىدارند و من آن را زيارت كرده‌ام . ابى بن كعب را با عمر رضي الله عنه دعوايى بود . عمر به حكم قضا پيش زيد بن ثابت رفت و بجواب دعوى او قيام نمود و بمنصب خلافت ملتفت نشد . قوم بنى تغلب در اداى زكات

--> [ 1 ] - ق : ازو [ 2 ] - نسخ : مرو الرود [ 3 ] - نسخ : صافى شد [ 4 ] - ر ، ف ، م : گرفتند [ 5 ] - ق : پاسم [ 6 ] - ر : معظم