حمد الله مستوفي قزويني

180

تاريخ گزيده

نعمان بن مقرن رو باز پس كرد و جنگ در پيوست . مسلمانان مظفر شدند . نعمان شهيد گشت و حذيفة امير شد . فيروزان را در گريز بكشت . سپاه عجميان را در آن خسك آهنين اكثر اسبان مبتلا شدند و نهاوند و دينور مسلمانان را مسخر شد . عمر رضي الله عنه ابو موسى اشعرى را باستخلاص خوزستان فرستاد . هرمزان ملك شوشتر با مسلمانان هشتاد مصاف بكرد . عاقبت اسير شد . او را پيش عمر رضي الله عنه آوردند . حكم بقتل او فرمود . زبير عوام و انس بن مالك و ابو سعيد خدرى ، در خدمت عمر رضي الله عنه بودند . هرمزان آب خواست ، بدادند . هرمزان از ترس نمىيارست خوردن . عمر رضي الله عنه گفت « لا بأس لك حتى تشربه » . هرمزان آب بريخت . عمر بقتل او اشارت كرد . هرمزان گفت بعد از امان ، قتل نشايد كرد . عمر گفت امان كى دادم ؟ گفت آنچه گفتى امان بود . عمر رضي الله عنه از صحابه پرسيد گفتند راست مىگويد . عمر دست ازو بداشت تا قاتل مقتول شد و هرمزان در قصد او با ابو لؤلؤة متفق گشت . عمر رضي الله عنه تمامت عراق عرب وقف كرد و عمار بن ياسر را والى آنجا گردانيد و خراج مقرر كرد . بهر جريبى نخل ، ده درم مقرر كرد و هر چهل نخل ، جريبى گرفت و بهر جريبى زرع همچنين و اهل ذمت را بسه مرتبه فرو نهاد : بر درويش دوازده درم و بر متوسط [ 1 ] بيست و چهار درم و بر توانگر چهل و هشت درم جزيه مقرر كرد . عمر رضي الله عنه ، پسر خود عبيد الله را با اكابر عرب بعراق عجم فرستاد . در همدان با نبيرهء بهرام چوبين جنگ سخت كردند و همدان مستخلص شد . از همدان ، بولايت رى شدند . در ناحيت قها [ 2 ] با سياوش نامى از امراء عجم جنگ كردند و رى نيز مستخلص شد . مردم

--> [ 1 ] - م ، ف : وسط . « وضع عمر ( رض ) على كل جريب من السواد عامرا كان او غامرا يبلغه الماء درهما و قفيزا و على جريب الرطبة خمسة دراهم و خمسة اقفز و على جريب الكرم عشرة دراهم و عشرة اقفزة و لم يذكر النخل و على رؤوس الرجال 48 و 24 و 12 درهما و حتم عثمان بن حنيف على رقاب خمس مائة الف و خمسين الف علج لاخذ الجزية و بلغ الخراج فى ولايته مائة الف الف درهم و مسح حذيفة ابن اليمان سقى - الفرات . . . و كان ذراعه و ذراع ابن حنيف ذراع اليد و قبضة و ابهاما ممدوده ( ياقوت در مادهء سواد ) [ 2 ] - ق : فها - ب : قهستان - ف : مهانه ( قهپايه ؟ ) - ر : قهبا . طبرى : قها . ( ج 3 ص 231 )