حمد الله مستوفي قزويني
142
تاريخ گزيده
ديگر در ماه جمادى الاول بر عزم كاروان بيرون رفت ، تا بموضعى كه آن را ذات العشيره خوانند . چندانكه در بيابان گشتند ، از كاروان خبرى نبود . با قوم بنى جهم صلح كردند و امير المؤمنين على [ عليه السلام ] [ 1 ] را آنجا ابو تراب كنيت فرمود و جهت آنكه ، على خفته بود و گرد بر رويش نشسته پيغمبر ص برداى خود ، گرد ازو پاك كرد و ابو تراب خواند . ديگر در ماه جمادى الاخر خبر آمد كه عمرو جابر مكى و گروه بنى جهين ، چهارپايان مدينه از گله براندند ، پيغمبر ( ص ) در عقب كفار روان شد . تا چاهسار بدر برفت و [ اين بدر كه چاه به دو ] [ 2 ] منسوب است ، پسر [ نضر ] [ 3 ] قريش بود . از كاروان اثرى نبود . با مدينه مراجعت كرد . اين غزو را بدر اول گويند . ديگر در ماه رجب ، عبد الله بن جحش را با جمعى ياران بفرستاد تا از مكه خبرى آرند . ايشان برفتند و در موضعى كه بطن النخله گويند ، بر كاروان مكه زدند كه از طايف مىآمدند و عمرو حضرمى را بكشتند و غنيمت بمدينه آوردند . پيغمبر تصرف نمىفرمود ، جهت آنكه در ماه حرام جنگ نبود . بعد از آن آيت اجازت آمد تصرف فرمود . ديگر در روز برات قبلهء اسلاميان با كعبه معين شد و هم درين روز صوم رمضان فرض شد . ديگر در روز ماه رمضان وحى آمد كه ابو سفيان با كاروان مكه از شام مىآيد . راه بر ايشان بگير كه خداى تعالى ترا نصرت خواهد داد . پيغمبر ( ص ) و ياران روان شدند ابو سفيان از عزيمت او واقف شد . راه بگردانيد و به مكه فرستاد و مدد خواست . اكابر مكه بمدد او روان شدند . ابو سفيان كاروان را به راه [ دريا كنار ] [ 4 ] به مكه رسانيد و مكيان به راه بدر به پيغمبر ( ص ) رسيدند . با پيغمبر ( ص ) سيصد و سيزده مرد بودند : هشتاد و سه از مهاجر و دويست و سى از انصار ، و با كافران نهصد و پنجاه مرد بودند . جنگ اتفاق افتاد .
--> [ 1 ] - در ، ك ، ب ، ر ، ف نيست [ 2 ] - ق ، ب : اين بدر كه بچاه بدر [ 3 ] - ب ، ندارد . [ 4 ] - ب ، م : به راه دريا - ف : به راه مكه - ك : دريا بكنار