حمد الله مستوفي قزويني
116
تاريخ گزيده
هيتال ملك بگرفت . نوشروان بن قباد ، مزدك و اتباع او را دفع كرد . جهان از شر و شور ايشان پاك شد . از آثار قباد ارجان است [ 1 ] و حلوان و شهر آباد جرجان و خابور و ديار بكر و چند موضع در طبرستان . در عهد او برادرش ، ارجاسف ، در ملك او فتنه انداخت و بر آن مستولى شد . قباد او را قهر كرد . مورخان او را در عداد پادشاهان نياوردهاند . مدت پادشاهى قباد ، شصت و چهار سال . كسرى انوشروان ابن قباد بن فيروز بن يزدگرد بن بهرام بن يزدگرد بن شاپور بن شاپور بن اورمزد بن نرسى بن بهرام بن بهرام بن بهرام بن اورمزد بن شاپور بن اردشير بن ساسان . بعد از پدر پادشاه شد . [ او را كسرى گفتند ] . [ 2 ] هر كه بعد ازو بود ، همه را كسرى خواندند . انوشروان [ عادات و آئين نيكو نهاد ] . [ 3 ] ترتيب خراج ملك و ضبط لشكر بگروه گروه و دفتر [ عرض و عارض ] [ 4 ] او پيدا كرد . ديوار در بند خزران ، كه اسفنديار بنياد كرده بود ، او تمام كرد و آنجا اسفهسالاران با سپاه نشاند ، تا شر قوم دشت قبچاق از مردم ايران دفع مىكردند و آن [ ولايت ] [ 5 ] بنان پاره ، بدان اسفهسلاران داد و هر يك را تشريفى داد صورتى بر آن نگاشته . آن [ ولايت ] در دست فرزندان آن اسفهسلاران بماند و ايشان را بدان تشريفات باز خوانند : چون شيران شاه كه اكنون شروان شاه گويند و [ فيلان شاه ] [ 6 ] و على هذا . [ روميه ] [ 7 ] از مدائن سبعه به عراق عرب او ساخت و اكنون خرابست و گيلان و ديلمان او را مسخر شد . قيصر روم را در فرمان
--> [ 1 ] - طبرى ( ج 1 ص 521 ) : فبنيت فى حد ما بين فارس و ارض الاهواز مدينة سماها رام قباذ و هى التى تسمى برمقباذ و تدعى ايضا ارجان . اما در كتاب حمزه : « . . . و الاخرى بفارس و سماها « به از امدكواد » و هى ارجان و كور عليها كورة و معناه خير من آمذ » [ 2 ] - در ، ق نيست [ 3 ] - ب : عادت و آئين و شمايل نيكو داشت . [ 4 ] - ك : عرض - م : عرض عارض [ 5 ] - ق : رلايات [ 6 ] - ب : ملانشاه - ك ، ر : بندر شاه . فخرج أسماؤهم نحو بغرانشاه ، شروان شاه ، فيلانشاه ، الانشاه ( حمزه ص 40 ) [ 7 ] - م : روميه و مدائن . فبنيت المدينة المعروفه بالروميه على صورة انطاكيه ( طبرى )