حمد الله مستوفي قزويني
115
تاريخ گزيده
رعيت مستأصل نشوند . سيرت پسنديده داشت . داد مظلومان نيكو دادى . مجرم را بزندان نفرستادى و هم در مجلس حكم جزا به امضاء رسانيدى . از آثار او فيروز رام رى است و روشن فيروز جرجان و رامفيروز هند [ و شهر نو اصفهان و ديوارى پنجاه فرسنگ بجرجان ] [ 1 ] و كازرون فارس و [ سادار ] [ 2 ] آذربايجان او را با [ خوشنوار ] [ 3 ] ترك مصاف افتاد و در جنگ او كشته شد . مدت پادشاهيش ده سال . بلاش ابن فيروز بن يزدگرد بن بهرام بن يزدگرد بن شاپور بن شاپور بن اورمزد بن نرسى بن بهرام بن بهرام بن بهرام بن اورمزد بن شاپور بن اردشير بن ساسان . بعد از پدر پادشاه شد . برادرش قباد از و بگريخت . بعهد او سوخراى [ 4 ] شيرازى كه جهان پهلوان بود ، برفت و كين فيروز از خشنواز ترك باز خواست و خشنواز را بكشت . بلاش مدت پنجاه سال پادشاه بود . قباد ابن فيروز بن يزدگرد بن بهرام بن يزدگرد بن شاپور بن شاپور بن اورمزد بن نرسى بن بهرام بن بهرام بن بهرام بن اورمزد بن شاپور بن اردشير بن ساسان . به زبان پهلوى او را [ كواذ ] [ 5 ] خوانند . بعد از برادر پادشاه شد . در زمان او مزدك لعنه الله دعوى پيغمبرى كرد و [ زنان همه ] [ 6 ] را مشترك گردانيد . قباد [ را گمراه كرد ] [ 7 ] به دو بگرويد و [ از شومى آن طريقت ] [ 8 ] جهان بر قباد بشوريد و [ عزلت يافت ] [ 9 ] باز بمدد پادشاه
--> [ 1 ] - در ، ب نيست . در كتاب حمزه : « و بنى حائطا وراء النهر بين ايران شهر و ارض الترك » . [ 2 ] - ك ، ر : شادار - م : ساداد . طبرى : « بناحية آذربيجان مدينة و سماها شهرام فيروز [ 3 ] - ف ، ب ، خوش نواز - ر ، ك ، م : خشنواز . طبرى : اخشنوار ( ج 1 ص 513 ) . [ 4 ] - صحيح « سوخرا » مىباشد ( ر ، ك : طبرى ج 1 ص 515 و يعقوبى ج 1 ص 132 و شاهنامه ) ولى در كليهء نسخ گزيده سوفرا آمده [ 5 ] - ك : كورد - ب : لو كرد - ف : كوكرد [ 6 ] - م ، ب ، ر : مال وزن همه - ك : مال وزن - ف : طريقهء اباحت نهاد و مال وزن همه [ 7 ، 8 ] - فقط در ، ف [ 9 ] - ف ، ب : او را خلع كردند و برادرش جاماسب را بجاى او بنشاندند .