حمد الله مستوفي قزويني
111
تاريخ گزيده
بعد از وفاتش ، در خزانه ، قصهاى بى شمار سر به مهر يافتند . مدت سيزده سال در پادشاهى بماند و در گذشت . در مقبرهء خود از چوب آبنوس [ گور ] [ 1 ] ساخت و بر آن نوشت : ما دانستيم كه بدين جايگاه سر بنهيم و مهر هيچ مهربان ما را سود نكند و كين هيچ بد گمان ما را پيش از وعده اينجا نفرستد . حظ خود از جهان برداشتيم و جهان به ديگران بگذاشتيم . يزدگرد [ 2 ] ابن بهرام بن شاپور بن شاپور بن اورمزد بن نرسى بن بهرام بن بهرام بن بهرام بن اورمزد بن شاپور بن اردشير بن ساسان بعد از پدر پادشاه شد و يك سال حكم كرد و فارسيان او را در عداد پادشاهان نياوردهاند . اما حمزهء اصفهانى و بعضى مورخان ، بر درستى احوال او مبالغه كردهاند و العلم عند الله . [ لا يعلم الغيب الا هو ] . [ 3 ] يزدگرد ابن شاپور بن شاپور بن اورمزد بن نرسى بن بهرام بن بهرام بن بهرام بن اورمزد بن شاپور بن اردشير بن ساسان . بعد از برادر زاده پادشاه شد ، عظيم ظالم و ستمكار بود . فارسيان او را [ بزه گر ] [ 4 ] و عرب اثيم [ خواندند ] [ 5 ] و منجمان را فرمود تا طالعش احتياط كردند . گفتند مرگ او بكنار چشمهء [ سبز ] [ 6 ] بخراسان خواهد بودن . نذر كرد كه مدة العمر بخراسان نرود . بوقت مرگش رعاف برو مستولى شد و به هيچ چيز امساك نمىپذيرفت . طبيبان حكم كردند كه بخراسان بايد رفت و به آب چشمهء سبز غسل كردن تا صحت يابد . ناچار آنجا رفت و بدان آب غسل كرد و صحت يافت . بر منجمان عظيم
--> [ 1 ] - ب ، ف : گورى [ 2 ] - در نسخهء ق ، بهرام . اين شخص در كتاب حمزهء اصفهانى : يزدجرد اللين ( نرم خوى ) ذكر شده ص 16 - 17 . اما در جائى كه ذكر سلاطين و شعار و لباس آنان آمده ، نام اين شخص ديده نمىشود مگر بعد از بهرام گور كه البته مغاير با قول اول است . [ 3 ] - فقط در ، م . [ 4 ] - م ، ك : بزهكار [ 5 ] - ساير نسخ : لقب كردند [ 6 ] - ق : شير - م : سو