حمد الله مستوفي قزويني
103
تاريخ گزيده
بلوغ رسيد ، به خدمت اردوان رفت . با سريتى از سرارى او سر بر آورد . هر دو با هم بگريختند و بفارس رفتند . اردوان پسر خود را بجنگ او فرستاد . اردشير برو مظفر شد و بجنگ اردوان آمد و او را بر ظاهر رى بعد از محاربه بكشت و بر ملك او مستولى شد و دخترش را زن كرد . دختر ، بفريب برادر ، اردشير را زهر خواست دادن . اردشير فهم كرد . او را بوزير داد تا بكشد . زن گفت حاملهام . چون اردشير را پسر نبود ، وزير او را زنهار داد و خود را خصىّ كرد . بعد از چند ماه ، شاپور از آن زن متولد شد . وزير او را بپرورد و در ده سالگى در حالت گوى باختن ، بر اردشير ظاهر گشت . وزير احوال عرضه داشت . اردشير وزير را نوازش كرد . آل برامكه از تخم آن وزيرند . اردشير ، پادشاهان ملوك الطوائف ، هر كرا مطاوعت او كرد و خراج پذيرفت ، بگذاشت و هر كرا دم مخالفت زد ، برداشت و اگر بعد از محاربه بمطاوعت آمد ، مقبول نداشت . در ولايت كرمان ، در شهر بم ، مردى هفتواد نام ، مستولى شد و او را كرمى بود كه هر كار ببخت كرم كردى ، ساخته شدى . اردشير با او جنگ كرد . بخت كرم غالب آمد . اردشير دانست مردى او با بخت كرم بسنده نخواهد بود . بحيلت ، بشيوهء پيشه كاران به خدمت كارى كرم رفت و كرم را هلاك كرد . گويند كرمان بدان كرم منسوبست . بعد از هلاك كرم ، اردشير بر كرمان غالب آمد و هفتواد و پسران او را بر انداخت . از آثار او [ خورهء ] [ 1 ] فارس . عضد الدولهء ديلم آن را فيروزآباد نام كرد و شهر گواشير است كه دار الملك كرمان است و در اول [ بردشير ] [ 2 ] مىخواندند و [ نرم اردشير كه در ولايت بم ، نرماشير مىخوانند ] [ 3 ] و اهواز و بندرود مسرقان بخوزستان و [ جزيره ] [ 4 ]
--> [ 1 ] - ك : جوره - م ، ر : حوزه . طبرى ، ( ج 1 ص 479 ) : مدينة اردشير خوره و هى جور . اما شهرى كه عضد الدوله نام آن را تغيير داده همين جور گور بوده كه چون مردم بتعريض مىگفتند « امير بگور رفت » ، وى نام شهر را به فيروزآباد بدل كرد و اكنون نيز به همان نام است . حمزه : اما اردشير خوره فهى مدينة فيروزآباد من ارض فارس و كانت تسمى گور . [ 2 ] - م : يزد اردشير [ 3 ] - در ، ق ، ك نيست [ 4 ] - ر : حويزه