حمد الله مستوفي قزويني

80

تاريخ گزيده

حكم كرد كه هر كه را [ دستگاه بيش ] [ 1 ] باشد ، غذا خوردن [ به روزى ] [ 2 ] ، يك نوبت قناعت كند و يك نوبت بدرويشان دهد [ تا همه را كافى باشد و اين آئينى شد . هر كه خواستى كه به حق تعالى تقرب نمايد ، روزه داشتى و غذاى يك نوبت بدرويش دادى ] [ 3 ] . شيخ سعدى شيرازى مناسب اين معنى گفته است : مسلم كسى را بود روزه داشت * كه درمانده‌اى را دهد نان و چاشت و گر نه چه [ حاجت ] [ 4 ] كه زحمت برى * ز خود باز گيرى و هم خود خورى حق سبحانه و تعالى اين قاعده را [ پسنديده داشت ] [ 5 ] . چون پيغمبران را [ عليهم السلام ] [ 6 ] فرستاد [ در اديان ] [ 7 ] روزه فرض گردانيد . و رسم بتپرستى به زمان او پيدا شد . بدان سبب كه هر كرا عزيزى مىمرد يا غايب مىشد ، بر شكل او صورتى مىساخت و بدان تسكين سوز دل مىكرد و آن را حرمت ميداشت . چون بطنى چند بر آن بگذشت ، سبب ساختن آن را فراموش كردند و پنداشتند كه ايشان ميان خدا و بنده واسطه‌اند و آن را پرستيدند . بتپرستى ظاهر گشت . هم در زمان او ، متنبى صاحب بدعت [ صابى بن لمك بن اخنوخ ] [ 8 ] خلق را دعوت كرد و گمراه گردانيد [ به ستاره پرستى ] [ 9 ] . قوم صابيان ازو باز ماندند . از آثار طهمورث ، كهن دز مرو است و آمل طبرستان و اصفهان و بابل و كرد آباد ، از جمله مداين سبعهء عراق عرب . مدت پادشاهى او سى سال . طهمورث هيچكس را در كار دين متعرض نبود و گفتى هر كس هر دين كه خواهد نگاه دارد . جمشيد ابن طهمورث بن هوشنگ بن سيامك بن كيومرث . بعضى گويند برادر طهمورث بود . نام او جم بود و لقب شيد . جهت آنكه از خوبى صورت ، روشنى از روى او مىتافت ، او را بخورشيد نسبت كردند . پادشاهى [ زيرك ] [ 9 ] بود . اقوام مردم را از هم جدا كرد .

--> [ 1 ] - م ، ب : دستگاهى باشد - ر ، ك : دستگاه بيشتر [ 2 ] - ق : روزى [ 3 ] - اين قسمت در نسخهء ك نيست [ 4 ] - ف ، م : لازم [ 5 ] - م ، ك ، ب ، ر : بپسنديد ف : پسنديد [ 6 ] - فقط در ، ق [ 7 ] - در ، م اين كلمه نيست [ 8 ] - در نسخه ق نيست - ر : صابى بن الملك اخ نوح - ف ، ب : صابى بن ملك - ك : صابى بن مالك [ 9 ] - م : بزرگ