الشيخ وحيد الخراساني

144

توضيح المسائل ( فارسي )

مى شود واضح كرده است " ان الله عز وجل أوضح بأئمة الهدى من أهل بيت نبينا عن دينه " . ب : چون انسان به مقتضاى فطرت در جستجوى خالق وآفريننده ء خويش است ، واين فطرت جز به رسيدن به راه خدا - كه دين خداست - واستقامت بر آن راه به مقصود خود نايل نخواهد شد ( قل هذه سبيلي ادعوا إلى الله على بصيرة أنا ومن اتبعني ) ( 1 ) وبا اين كه عوامل انحراف از راه خدا - از خطاها وهوسها وراهزنان اين راه از شياطين جن وانس - در هر زمان موجود است ( ولا تتبعوا السبل فتفرق بكم عن سبيله ) ( 2 ) ، ( اشتروا بأيت الله ثمنا قليلا فصدوا عن سبيله إنهم ساء ما كانوا يعملون ) ( 3 ) وجود راهبرى لازم است كه غرض از تكوين اين فطرت - كه رسيدن به خداست - وتشريع صراط مستقيم دين - كه راه رسيدن به خداست - به روشنگرى أو محقق شود " وابلج عن سبيل منهاجه " . ج : غرض از خلقت عقل در انسان رسيدن به حقيقت علم ومعرفت است ، واستدعاى ذاتي انسان از خالق عقل وادراك اين است كه پروردگارا هر چيز را چنان كه هست به من بنمايان ، ومى خواهد بداند از كجا آمده ودر كجاست وبه كجا مى رود ، وآغاز وانجام وجود خود وجهان چيست ؟ وعطش ادراك انسان جز به رسيدن به آب حيات علم الهى رفع نخواهد شد ، واگر نه عاقبت حكمت هم كه حيرة الكمل است ، آن است كه بداند كه نمى داند ، به اين جهت وجود انساني الهى لازم است كه راه به چشمه هاى علوم الهى داشته باشد وبه دست أو لب تشنگان حقيقت سيراب شوند ، وغرض از تكوين عقل وادراك حاصل شود ، چنان كه امام ( عليه السلام ) در نص معتبر فرمود " من زعم أن الله يحتج بعبد في بلاده ثم يستر عنه جميع ما يحتاج اليه فقد افترى على الله " ( 4 ) . آرى اين گمان كه خداوند متعال كسى را بر بنده اى حجت قرار دهد ، وآنچه أو

--> 1 . سوره ء يوسف ، آيهء 108 ( بگو اين است راه من ، دعوت مى كنم به سوى خدا بر بصيرت ، من وهر كس پيروى كند مرا ) 2 . سوره ء أنعام ، آيهء 153 ( وپيروى نكنيد راه ها را كه پراكنده كند شما را از راه أو ) 3 . سوره ء توبه ، آيهء 9 ( فروختند آيات خدا را به بهايى كم ، پس باز داشتند از راه أو ، هر آينه زشت است آنچه كه مى كردند . ) 4 . بحار الأنوار ، جلد 26 ، صفحهء 139