الشيخ وحيد الخراساني

101

توضيح المسائل ( فارسي )

مى خواند ، ودر رسيدن به كمالات به هيچ حدى متوقف نيست ، وبه هر مرتبه از علم وقدرت نايل شود ، تشنهء مرتبهء بالاتر است ، وأنبيا را براي تربيت اين فطرت فرستاده ، تا أو را به مبدأ كمال نامتناهى هدايت كنند ، واگر زندگى محدود به عمر آدمي در اين جهان بود ، وجود چنين فطرتى لغو وبعثت أنبيا براي هدايت اين فطرت عبث بود . پس حكمت خداوند ايجاب مى كند كه زندگى انسان به حيات مادي وحيواني ختم نشود ، وحيات انسان براي وصول به كمال مقصود از خلقت ادامه پيدا كند . ( أفحسبتم أنما خلقنكم عبثا وأنكم إلينا لا ترجعون ) . ( 1 ) 3 - فطرت هر انساني حكم مى كند كه بايد حق هر صاحب حقي به أو داده شود ، وداد هر مظلومى از ظالم گرفته شود ، وهمين فطرت بشر را با هر مسلك وآيينى به تشكيل دستگاه هاى قضايى ومحكمه هاى عدل وانصاف وأمي دارد . واز طرفي روشن است در اين زندگى بسيارى از ستمگران بر اريكهء عزت واقتدار زندگى را سپرى مى كنند وستمكشان در زير تازيانه وشكنجهء ستمگران جان مى دهند ، حكمت وعدل وعزت ورحمت خداوند ايجاب مى كند كه داد آن مظلومان از آن ظالمان گرفته شود ( ولا تحسبن الله غفلا عما يعمل الظالمون إنما يؤخرهم ليوم تشخص فيه الابصر ) . ( 2 ) 4 - حكمت خداوند متعال اقتضا مى كند وسيلهء رسيدن انسان را به غرض از خلقت وثمره ء وجودش فرآهم كند ، وآن ميسر نيست مگر به امر به آنچه موجب سعادت اوست ، ونهى از آنچه موجب شقاوت اوست ، واجراى دستورات الهى با آن كه مخالف هوى وهوس سركش آدمي است ميسر نيست مگر به خوف ورجاء ، واين دو محقق نمى شود مگر به بشارت وانذار ،

--> 1 . سوره ء مؤمنون ، آيهء 115 ( پس آيا پنداشتيد كه شما را آفريديم بيهوده ، وآن كه شما به سوى ما باز گردانده نمى شويد ؟ ) 2 . سوره ء إبراهيم ، آيهء 42 ( ومپندار البتة خدا را غافل از آنچه مى كنند ستمگران ، جز اين نيست كه آنها را به تأخير مى اندازد براي روزى كه در آن چشمها از گردش باز مى مانند )