سيد محمد حسن بني هاشمي خميني
664
توضيح المسائل مراجع ( فارسي )
باشد ، آيا بايد قيمت كنونى آن را به مشترى بپردازد يا پولى را كه هنگام فروش از او گرفته است ؟ ج : بعد از آنكه معلوم شد زمين فروخته شده در واقع وقف بوده و فروشنده حقّ فروش آن را نداشته ، بيع باطل است و واجب است به همان حالت وقف عودت داده شود و فروشنده بايد پولى را كه از مشترى در برابر فروش زمين دريافت كرده است ، به او برگرداند . و راجع به تنزل ارزش پول بنا بر احتياط واجب با هم مصالحه نمايند . س 2089 : شخصى در حدود صد سال است كه ملك خود را بر اولاد ذكورش وقف كرده و در وقفنامه ذكر نموده كه اگر يكى از اولاد ذكور او فقير شود ، شرعاً حقّ دارد سهم خود را به ورثه ديگر بفروشد و بعضى از فرزندان او چند سال پيش مبادرت به فروش سهم خود به بعضى از موقوف عليهم نمودند و اخيراً گفته مىشود كه چون كلمه وقف در ميان است ، بنا بر اين شروطى كه واقف ذكر كرده صحيح نبوده و خريد و فروش آن ملك هم باطل است ، حال با توجّه به اينكه ، اين زمين وقف خاص است نه وقف عام ، آيا خريد و فروش آن بر طبق آنچه كه واقف در ضمن وقفنامه ذكر كرده ، جايز است ؟ ج : اگر ثابت شود كه واقف در ضمن عقد وقف شرط كرده كه اگر يكى از موقوف عليهم فقير و نيازمند شد ، بتواند سهم خود را به يكى ديگر از موقوف عليهم بفروشد ، بيع كسى كه سهم خود از وقف را بر اثر فقر و احتياج فروخته اشكال ندارد و بيع او در اين صورت محكوم به صحّت است . س 2090 : زمينى را به آموزش و پرورش براى ساختن مدرسه هديه كردم ، ولى بعد از مشورت و اطلاع از اينكه با پول آن زمين مىتوان چندين مدرسه در محله هاى ديگر شهر ساخت ، براى فروش زمين تحت نظارت وزارت آموزش و پرورش و مصرف پول آن براى ساختن چند مدرسه در جنوب شهر يا در مناطق محروم ، به آن وزارتخانه مراجعه كردم ، آيا انجام اين كار براى من جايز است ؟ ج : اگر وقف زمين مدرسه با انشاء وقف و تحويل آن به آموزش و پرورش به اعتبار اينكه مسئول و متولَّى اين امر است ، تمام شده باشد ، بعد از آن حقّ رجوع و دخالت و تصرّف در آن زمين را نداريد ، ولى اگر وقف هر چند به زبان فارسى انشاء نشده باشد و يا زمين به عنوان قبضِ وقف تحويل وزارت آموزش و پرورش نشده باشد ، در اين صورت زمين بر ملكيّت شما باقى است و اختيار آن در دست شماست . س 2091 : يكى از اولاد ائمه " عليهم السلام " زيارتگاهى دارد و بالاى گنبد مبارك آن ، سه كيلو گرم طلا به صورت سه قبّه متصل به هم وجود دارد ، اين طلا تا به حال دوبار به سرقت رفته و كشف شده و به مكان خود برگردانده شده است ، با توجّه به اينكه طلاى مذكور در معرض خطر و سرقت است ، آيا فروش آن و مصرف پول آن براى توسعه و تعمير زيارتگاه جايز است ؟ ج : مجرّد خوف تلف و خطر سرقت آن ، مجوّز فروش و تبديل آن نيست ، ولى اگر متولَّى شرعى از قرائن و شواهد احتمال قابل توجهى بدهد كه آن طلا براى مصرف در تعمير و تأمين نيازمنديهاى زيارتگاه ذخيره شده و يا آنكه بقعه مباركه نياز ضرورى به تعمير و اصلاح دارد و تأمين بودجه آن از راه ديگر هم ممكن نيست ، در اين صورت فروش طلا و مصرف پول آن براى اصلاح و تعميرات ضرورى آن بقعه مباركه اشكال ندارد و شايسته است كه اداره اوقاف بر اين امر نظارت كند .