سيد محمد حسن بني هاشمي خميني
493
توضيح المسائل مراجع ( فارسي )
مسائل متفرقهء زناشويى مسأله 2443 كسى كه بواسطهء نداشتن زن به حرام مىافتد ( 1 ) واجب است زن بگيرد ( 2 ) اين مسأله ، در رسالهء آيت الله بهجت نيست ( 1 ) اراكى : يا موجب خوف به حرام افتادن مىباشد و يا نداشتن زن براى او ضرر بدنى دارد . . زنجانى : بى اختيار به حرام مىافتد . . ( 2 ) فاضل : اين وجوب به خاطر جلوگيرى از حرام است يعنى اگر مطمئن شود كه به حرام مىافتد واجب است زن بگيرد . نورى : و همچنين زنى كه بواسطه نداشتن شوهر به حرام مىافتد ، واجب است اقدام به شوهر كردن نمايد . مكارم : رجوع كنيد به احكام نكاح يا ازدواج و زناشويى قبل از مسألهء 2363 مسأله 2444 اگر شوهر در عقد شرط كند كه زن باكره باشد و بعد از عقد معلوم شود كه باكره نبوده ، مىتواند عقد را به هم بزند ( 1 ) ) * ( 1 ) فاضل : و همچنين است اگر لفظاً شرط بكارت نشده باشد ليكن مبناى عقد عرفاً بربكارت زوجه باشد . سيستانى : ولى اگر به هم نزند يا شرط نكرده باشد ولى به اعتقاد بكارت ازدواج كرده باشد مىتواند با ملاحظهء نسبت تفاوت بين مهر المثل باكره و غير باكره از مهرى كه قراردادهاند كم كند ، و اگر داده است پس بگيرد ، مثلًا اگر مهر او 100 باشد و مهر زنى مانند او اگر باكره باشد 80 و اگر باكره نباشد 60 باشد ، كه تفاوت 14 باشد ، از 100 كه مهر اوست كم مىشود . اراكى : تفاوت بين باكره و غير باكره از مهر او كم مىشود ولى نمىتواند عقد را به هم بزند . خوئى ، تبريزى : [ اگر ] بكارتش به نزديكى مردى با او از بين رفته بنا بر احتياط نمىتواند عقد را به هم بزند ولى مىتواند ( خوئى : با ملاحظهء نسبت ) تفاوت بين مهر باكره و غير باكره را ( خوئى : از مهرى كه قرار دادهاند ) بگيرد . بهجت : بنا بر أظهر ، مىتواند عقد را به هم بزند ، ولى اگر به گمان باكره بودن با زنى ازدواج كرد و بعداً معلوم شود كه باكره نيست ، اختيار فسخ ندارد ، مگر در صورتى كه تدليسى در كار باشد . صافى : مىتواند به نسبت تفاوت بين مهر باكره و غير باكره از مهر كم نمايد و بنا بر احتياط اگر مىخواهد از او جدا شود او را طلاق دهد . مسأله 2445 اگر مرد و زن نامحرم در محلّ خلوتى باشند كه كسى در آنجا نباشد و ديگرى هم نمىتواند وارد شود ( 1 ) ، چنانچه بترسند كه به حرام بيفتند بايد از آنجا بيرون بروند ( 2 ) اين مسأله ، در رسالهء آيت الله بهجت نيست ( 1 ) اراكى ، گلپايگانى ، صافى : حرام است ، چه به ذكر خدا مشغول باشند يا به صحبت ديگر ، خواب باشند يا بيدار ( گلپايگانى ، صافى : و نمازشان هم در آنجا صحيح نيست ) ولى اگر طورى باشد كه كسى ديگر بتواند وارد شود ، يا بچهاى كه خوب و بد را مىفهمد در آنجا باشد اشكال ندارد . ( 2 ) نورى : و نمازشان در آنجا صحيح نيست ، ولى اگر طورى باشد كه كسى ديگر بتواند