سيد محمد حسن بني هاشمي خميني

453

توضيح المسائل مراجع ( فارسي )

دستور خواندن عقد غير دائم مسأله 2369 اگر خود زن و مرد بخواهند صيغهء عقد غير دائم را بخوانند ، بعد از آن كه مدّت و مهر را معيّن كردند ، چنانچه زن بگويد : " زَوَّجْتُكَ نَفْسىِ فِى الْمُدَّةِ الْمَعْلُومَةِ عَلَى الْمَهْرِ الْمَعْلُوم " ( 1 ) بعد بدون فاصله ( 2 ) مرد بگويد : " قَبِلْتُ " ، صحيح است ( 3 ) و اگر ديگرى را وكيل كنند و اوّل وكيل زن به وكيل مرد بگويد : " مَتَّعْتُ ( 4 ) مُوَكِّلَتِى مُوَكَّلَكَ ( 5 ) فِى الْمُدَّةِ الْمَعْلُومَةِ عَلَى الْمَهْرِ الْمَعْلُوم " پس بدون فاصله ( 6 ) وكيل مرد بگويد : " قَبِلْتُ لِمُوَكَّلى هكَذا " ( 7 ) صحيح مىباشد . ) * ( 1 ) مكارم : ( من خودم را به همسرى تو در مدّت معيّن بامهر معيّن در آوردم ) مرد نيز بگويد : " قَبِلتُ " ( قبول كردم ) يا اينكه وكيل زن بگويد : " مَتَّعْتُ مُوَكِّلَتى مُوَكَّلَكَ فِى المُدّةِ الْمَعْلُومَةِ عَلَى الْمَهْرِ الْمَعْلومِ " ( موكَّلهء خودم را به ازدواج موكَّل تو در مدّت معيّن با مهر معيّن درآوردم ) ، وكيل مرد نيز بگويد : " قَبِلْتُ لِمُوَكِّلى هكَذا " ( قبول كردم براى موكَّل خودم همين طور ) . ( 2 ) سيستانى : بدون فاصلهء قابل توجّهى . . ( 3 ) زنجانى : بدون فاصلهء قابل توجّهى مرد بگويد : " قَبِلْتُ التّزْويجَ فِى الْمُدَّةِ الْمَعْلُومَةِ عَلَى الْمَهْرِ الْمَعْلُومِ " يا " قَبِلْتُ التَّزْويجَ هكَذا " يا " قَبِلْتُ التَّزْويجَ " يا " قَبِلْتُ " صحيح است . . ( 4 ) خوئى ، سيستانى : زَوَّجْتُ . . ( 5 ) [ كلمهء " مُوَكِّلَكَ " در رساله آيت الله تبريزى نيست ] ( 6 ) سيستانى : بدون فاصلهء قابل توجهى . ( 7 ) زنجانى : يا به شكلهاى ديگر كه اشاره شد . . خوئى ، سيستانى : " قَبِلْتُ التَّزْوِيجَ لِمُوَكِّلى هكَذا " . . شرايط عقد مسأله 2370 عقد ازدواج چند شرط دارد : اوّل : آن كه به عربى صحيح خوانده شود به احتياط واجب ( 1 ) و اگر خود مرد و زن نتوانند صيغه را به عربى صحيح بخوانند ، به هر لفظى كه صيغه را بخوانند صحيح است و لازم هم نيست كه وكيل بگيرند ( 2 ) امّا بايد لفظى بگويند كه معنى " زَوَّجْتُ " و " قَبِلْتُ " را بفهماند ( 3 ) دوم : مرد و زن يا وكيل ( 4 ) آنها كه صيغه را مىخوانند قصد انشاء داشته باشند يعنى اگر خود مرد و زن صيغه را مىخوانند ، زن به گفتن " زَوَّجْتُكَ نَفْسِى " قصدش اين باشد كه خود را زن او قرار دهد ( 5 ) و مرد به گفتن " قَبِلْتُ التَّزْويجَ " زن بودن او را براى خود قبول نمايد و اگر وكيل ( 6 ) مردوزن صيغه را مىخوانند ، به گفتن " زَوَّجْتُ و قَبِلْتُ " ( 7 ) قصدشان اين باشد كه مرد و زنى كه آنان را وكيل كرده‌اند ( 8 ) زن و شوهر شوند ( 9 ) . سوم : كسى كه صيغه را مىخواند بالغ و عاقل باشد ( 10 ) چه براى خودش بخواند يا از طرف ديگرى وكيل شده باشد ( 11 ) چهارم : اگر وكيل زن و شوهر يا ولىّ آنها صيغه را مىخوانند ، در عقد ، زن و شوهر را معين كنند مثلًا اسم آنها را ببرند يا به آنها اشاره نمايند . پس كسى كه چند دختر دارد ، اگر به مردى بگويد " زَوَّجْتُكَ إِحْدى بَناتِى " ( يعنى زن تو نمودم يكى از دخترانم را ) و او بگويد " قَبِلْتُ " يعنى قبول كردم ، چون در موقع عقد ، دختر را معين نكرده‌اند عقد باطل است . پنجم : زن و مرد به ازدواج راضى ) *