سيد محمد حسن بني هاشمي خميني
302
توضيح المسائل مراجع ( فارسي )
صورت رعايت مصلحت ، نافذ است ، مثل فروختن نقد و با قيمت متعارف ، و اگر عامل از محدودهء اذنى كه مالك داده تجاوز كند ، مثل اينكه به نسيه يا قيمتى كمتر از حدود متعارف معامله نمايد ، معاملهاش صحيح نيست مگر آنكه مالك اجازه دهد . مكارم : مسأله " مضاربه " آن است كه فرد يا افرادى سرمايه گذارى كنند و فرد يا افراد ديگرى با آن سرمايه كار كنند و درآمد آن را مطابق قراردادى ميان خود تقسيم كنند و هر كدام سهمى از آن را ببرند . مكارم : مسأله لازم نيست مضاربه حتماً به سكه هاى طلا و نقره باشد بلكه با هر گونه مالى مضاربه صحيح است ، همچنين شرط نيست سرمايه گذارى حتماً براى امور تجارى باشد ، بلكه سرمايه گذارى در امور توليد ( صنعتى ، كشاورزى ، دامدارى و مانند اينها ) را شامل مىشود ، بنا بر اين خريد سهام كارخانه ها و استفاده از منافع آنها نيز صحيح است . مكارم : مسأله در مضاربه لازم نيست سهم دو طرف حتماً به صورت درصدى از منافع ( مانند نصف و ثلث و مانند آن ) باشد ، بلكه مىتوان سهم يكى از دو طرف را در مقدار معينى قرار داد ، مثلًا گفت در برابر فلان مقدار سرمايه ، ده هزار تومان از منافع سهم او مىشود ، به شرط اينكه مضاربه مزبور سودى بيش از اين مقدار داشته باشد و گرنه صحيح نيست . مكارم : مسأله مضاربهاى كه بانكها با پول افراد انجام مىدهند چنانچه شرايط شرعيّه بالا در آن رعايت شود و تنها صورت كاغذ بازى نداشته باشد صحيح است و سود حاصل از آن مشروع مىباشد . مكارم : مسأله در مضاربه هرگاه خسارتى بدون تقصير از سوى " كار كننده " حاصل شود مربوط به سرمايه است و نمىتوان خسارت را بر عهدهء عامل ( كار كننده ) قرارداد ، يا در ميان هر دو تقسيم كرد . فاضل : مضاربه عبارت است از عقد و قراردادى كه بين دو نفر منعقد و بر قرار مىشود ، به اين صورت كه شخصى مالى را به ديگرى بدهد تا با آن تجارت و معامله كند و سود حاصله بين هر دو به نسبتى كه قرار مىگذارند تقسيم گردد و كسى كه سرمايه را مىدهد مالك نام دارد و ديگرى كه تجارت و خريد و فروش را انجام مىدهد عامل نام دارد . لازم به يادآورى است كه دين مقدس اسلام همانگونه كه به عبادات و مسائل آن عنايت و توجّه دارد ، به اقتصاد و معاش عباد نيز عنايت و توجّه دارد ، زيرا كه " لا معاد لمن لا معاش له " و بديهى است كه اساس سعادت فرد و جامعه عبادت و بندگى توأم با كسب و كار و اقتصاد است ، اساس عزّت و عظمت مسلمين ، ارتباط با خالق و همراه آن ، بلكه در معيّت آن ، تجارت و كار و اقتصاد عاقلانه و سالم است كه فرمود : * ( " رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَلا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ الله وَإِقامِ الصَّلاةِ " ) * " 1 " * ( " فَإِذا قُضِيَتِ الصَّلاةُ فَانْتَشِرُوا فِي الأَرْضِ وَابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ الله " ) * " 2 " و " من طلب الحلال فهو من الله عزّ و جل صدقة عليه " " 3 " و نيز معلوم است كه هدف از مضاربه رونق بخشيدن به اقتصاد و به جريان انداختن ثروتها و جلوگيرى
--> " 1 " نور / 37 ) . " 2 " جمعه / 10 . " 3 " كافى ، ج 4 ، ص 12 .