سيد محمد حسن بني هاشمي خميني

224

توضيح المسائل مراجع ( فارسي )

مسأله 2092 چيزى را كه با وزن خريد و فروش مىكنند با پيمانه هم مىشود معامله كرد ، به اين طور كه اگر مثلًا مىخواهد ده من گندم بفروشد با پيمانه‌اى كه يك من گندم مىگيرد ده پيمانه بدهد . اين مسأله ، در رساله آيت الله مكارم نيست مسأله 2093 اگر يكى از شرطهايى كه گفته شد ( 1 ) در معامله نباشد معامله باطل است ، ولى اگر خريدار و فروشنده ( 2 ) راضى باشند كه در مال يكديگر تصرّف كنند تصرّف آنها اشكال ندارد ( 3 ) ) * ( 1 ) گلپايگانى ، فاضل ، صافى : غير از شرط چهارم . . ( 2 ) اراكى : و كسى كه در آن مال حقّى دارد با قطع نظر از معامله . . تبريزى : با قطع نظر از آن معامله . . سيستانى : اگر معامله از جهت نبودن يكى از شرطهايى كه گفته شد غير شرط چهارم باطل باشد ولى خريدار و فروشنده . . ( 3 ) گلپايگانى ، فاضل ، صافى : و در شرط چهارم اگر گرو گيرنده معامله را امضا كند يا مِلك از گرو بيرون بيايد معامله صحيح است . مسأله 2094 معاملهء چيزى را كه وقف شده باطل است ، ولى اگر به طورى خراب شود ( 1 ) كه نتوانند استفاده‌اى را كه مال براى آنها وقف شده از آن ببرند ( 2 ) مثلًا حصير مسجد ( 3 ) به طورى پاره شود كه نتوانند روى آن نماز بخوانند ، فروش آن ( 4 ) اشكال ندارد ( 5 ) و در صورتى كه ممكن باشد بايد ( 6 ) پول آن را در همان مسجد به مصرفى برسانند كه به مقصود وقف كننده نزديكتر باشد . ) * ( 1 ) خوئى ، فاضل ، تبريزى ، زنجانى : يا در معرض خرابى باشد . . ( 2 ) سيستانى : يا در معرض اين جهت باشد . . ( 3 ) مكارم : مثلًا فرش مسجد . . ( 4 ) اراكى : فروش آن با اجازهء متولى و حاكم شرع . . سيستانى : فروش آن براى متولَّى و كسى كه در حكم اوست . . ( 5 ) مكارم : همچنين مصالح كهنه‌اى كه بعد از تعمير و نوسازى مسجد زياد مىآيد ، ولى پس از فروختن بايد پول آن را در همان مسجد به همان مصرف برسانند و اگر ممكن نشود به مصرفى كه به مقصود واقف نزديكتر است و اگر نيازى نباشد در مساجد ديگر مصرف كنند . ( 6 ) سيستانى : بايد بنا بر احتياط استحبابى . . بهجت : مسأله معاملهء چيزى كه وقف شده باطل است ، ولى اگر معلوم شود وقف باطل بوده مثل آنكه واقف بالغ نبوده ، يا در نفروختن آن مفسدهء بزرگترى چون قتل نفس و هتكِ عِرض باشد ، يا معلوم باشد كه واقف محلّ خاصّى در نظر نداشته مثل زمينى كه براى حمّام ده وقف كرده باشد ، در اين صور فروختن جايز است . امّا در صورت اوّل ، خود واقف يا وارث او