السيد محمد علي الأبطحي

486

مسائلى از فقه شيعه ( فارسي )

مسائل وصيت وصيت آن است كه شخص سفارش كند پس از مرگش براي أو كارهائى انجام دهند ، يا بگويد پس از مرگش چيزى از مال أو ملك كسى باشد ، يا اين كه چيزى از مال أو را ملك كسى يا صرف در خيرات ومبرات كنند ، يا براي اولادش وافرادى كه اختيار آنان با أو است قيم وسرپرست معين كند . وكسى را كه به أو وصيت مىكنند وصى مىگويند . وسزاوار است كه مؤمن وصيت كند ، وشبى را به سر نبرد جز اين كه وصيت نامه اش زير سرش باشد ، واين شيوه أنبياء عظام وأئمة أطهار ( عليهم السلام ) بوده است . ( مسأله 2615 ) : كسى كه توان حرف زدن ندارد ولى با اشاره مقصود خود را مىفهماند ، مىتواند براي هر كارى وصيت كند ، بلكه شخصي هم كه مىتواند حرف بزند اگر با اشاره اى كه مقصودش را بفهماند وصيت كند صحيح است ، هر چند أحوط وصيت با تلفظ است . ( مسأله 2616 ) : نوشته اى كه امضا يا مهر ميت دارد ، اگر مقصودش را بفهماند ومعلوم است كه براي وصيت كردن نوشته ، بايد مطابق آن عمل شود ، بلكه اگر بدانند كه مقصودش وصيت كردن نبوده وچيزهائى را نوشته كه بعدا مطابق آن وصيت كند ، بعيد نيست كه براي وصيت كافى باشد ، وچنانچه برخى از ورثه صغير باشند ، بنابر احتياط واجب به مقدار ثلث عمل شود ونسبت به سهم صغير احتياط نمايند . ( مسأله 2617 ) : وصيت كننده بايد عاقل باشد وبا اختيار وصيت كند . ووصيت بچه ده سأله براي ارحامش جايز است ; بلكه بعيد نيست در هر امر خيرى هر چند براي غير أرحام نيز ، نافذ باشد . واعتبار سفيه نبودن در نفوذ وصيت محل اشكال است ، واحتياط لازم است كه عمل به وصيت أو ترك نشود .