العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )
390
تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )
آگاه است باز ملزم بدان نيست كه پس از پشيمانى بر نيت اول عمل كند . و عقد مانند وعده و عهد و قسم به گذرانيدن در دل و نيت داشتن منعقد نمىشود و الزام نمىآورد . ( صفحه 268 ) در آيه كريمه فرمود اگر در سفر باشيد و دين بر عهده گيريد و كاتبى نباشد كه بنويسد « فَرِهانٌ مَقْبُوضَةٌ » گروى بدست طلبكار دهيد و البته ارشاد است به مصلحت ارباب معامله نه حكم الزامى و تعبدى و نه سفر شرط است و نه با بودن كاتب گرو گرفتن حرام و در قبض خلاف است بعضى گويند شرط رهن است و اگر گرو را به قبض طلبكار ندهند مىتوانند رهن را بر هم زد و بعضى گويند شرط رهن نيست بلكه واجب است پس از رهن در صورت تقاضاى طلبكار به قبض او دهد يا به قبض كسى با رضاى او يا با تراضى دو طرف به امينى بسپارند . شرط است مالى كه گرو مىگذارند عين خارجى باشد نه دين و نه منفعت تا بتوان آن را بدست طلبكار داد و فروختن آن صحيح باشد و بايد گرو بر دينى باشد ثابت در ذمه خواه بدهكار اصل مال باشد يا منفعت آن مثلا اجيرى كه كارى بر عهده گرفته است گروى بسپارد تا كار را انجام دهد يا كسى كه خانه اجاره داده گرو به مستأجر بدهد تا مدت اجاره باقيست خانه را از تصرف او خارج نسازد . اما بعيد نيست بگوئيم اگر دين معتبر و سهل