العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )

388

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )

بايد وارث زود بپردازد اما آن چه طلب دارد چنين نيست و وارث بايد صبر كند اگر پول سياه قرض كند و هنگام ادا آن پول از اعتبار افتاده باشد حكم آن در باب بيع صرف در صفحه 282 گذشت و اگر اسكناس قرض كند و هنگام ادا آن نقش و كاغذ از اعتبار افتاده و نقش ديگر رايج باشد بايد از نقش تازه بدهد نه آن كه از اعتبار افتاده است چون در حقيقت كاغذ را قرض نكرده بلكه مقدارى مال قرض كرده است كه اسكناس حاكى از آن است و اگر همان مالى كه كاغذ حكايت از او است مقدارش تغيير كند اما نامش همان باشد مانند ليره ترك كه وقتى نام دو مثقال طلاى خالص بود و وقتى نام نيم مثقال نقره ، بايد آن مقدار كه قرض كرده ادا كند نه آن نام را يا وقتى فرانك قرض كرد كه بسيار ارزان بود اكنون فرانك ده برابر آن شده بايد به همان مقدار سابق ادا كند . اگر كسى پولى به صراف دهد نقد مثلا هزار تومان و از او حواله بگيرد نهصد و پنجاه تومان كه در شهر ديگر دريافت كند صحيح است زيرا كه چون به صراف دهد از او طلب كار مىشود و مىتواند از طلب خود چيزى بكاهد و وصول كند چنان كه گفتيم . اگر چك يا سفته در دست دارى اما مدتش بسر نيامده تا بتوانى وصول كنى البته جائز است مبلغى كم كنى و نقد بگيرى از خود او و اگر او نخواهد و ندهد و تو بخواهى چك و سفته يعنى طلب خود