العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )
311
تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )
فصل اول - اجاره اجاره وا گذاشتن منافع ملك منقول يا غير منقول است به ديگرى يا منفعت شخص انسانى در مقابل مالى و شروط اجاره شش است . 1 - عقد يعنى ايجاب و قبول كه در لغت متداول دلالت بر مقصود كند و بىلفظ معامله واقع نمىشود چنان كه در بيع گذشت . 2 - شروطى كه در همه عقود در دو طرف معامله لازم است بايد در موجر و مستأجر موجود باشد يعنى هر دو بالغ و عاقل و با قصد و راضى و غير محجور باشند و بالجمله تصرفشان شرعا جائز باشد و اگر اين شرط نباشد هم معامله باطل است و هم تصرف دو طرف حرام است خصوصا وقتى كه مالك راضى نباشد و او را با اكراه و زور وادار به اجاره دادن كنند . 3 - اجرت و مال الاجاره كه بايد مستاجر بپردازد اگر سنجيدنى است بايد به وزن و پيمانه معلوم گردد و اگر سنجيدنى نيست به مشاهده و علامه ره فرموده است سنجيدنىها را نيز به مشاهده معلوم كنند كافى است هر چند در بيع كافى نيست مانند يك صندوق ميوه كه وزنش را ندانند اما آن را مشاهده كنند و يك كيسه برنج و يك دبه روغن و آن دقت كه در بيع لازم شمرده اند