العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )

807

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )

ما گوييم درس آثار نبوت و احكام شريعت نه براى فوائد دنيوى شخصى است بلكه وظيفه ايست تا احكام الهى فراموش نشود چون به نظر مسلمانان شريعت اسلام تا پايان جهان تغيير ناپذير است و حكمى كه خدا بدان راضى باشد پس از حكم اسلام نخواهد آمد و اگر مردم بعضى احكام را ترك كردند نه براى آن است كه از دين اسلام بيرون رفتند يا رجحان احكام عصر ما را بر احكام اسلام دريافتند نعوذ با لله ما اين بد گمانى در بارهء مردم زمان خويش نداريم بلكه پيروى آنان را از سنن نصارى فقط تقليد مىدانيم چون قاعده كليه علم اجتماع است كه ضعيف در همه چيز تقليد قويتر مىكند چنان كه هنگام غلبه مغول نيز مردم پيروى سنن مغول مىكردند در همه چيز حتى در پوشيدن لباس و تا آن حد مصر بودند كه بعضى نزديكان آنها اندازهء از موى زنخ و روى مىچيدند تا مانند مغولان كوسه نمايند و دليل تقليد آن است كه در قبائح اعمال نصارى كه خودشان اعتراف به رجحان اسلام دارند مانند مشروبات الكلى مسلمانان در عمل تقليد آنها مىكنند بلكه بعضى به كثرت زنان فاحشه و بيت اللطف مباهات مىنمايند كه شبيه آنها شده‌اند بارى پس از زوال دولت مغول تقليد بر افتاد و اعمال اسلام بازگشت و ما اينان را به همان ديده نگاه مىكنيم كه مغولان را و شايد كسى پرسيد در بردگى چه گوئى كه اسلام بردگى را ثابت كرده است و اكنون چنان بر افتاد كه اميد بازگشتن آن نيست گوييم اصل علت بردگى جنگ و اسير گرفتن است و تا جنگ و اسارت هست بردگى نيز هست و البته احكام بردگى اسلام بر روش ديگران در معامله با مغلوبين رجحان دارد : أولا در اسلام فقط باز ماندگان لشكرى را اسير مىگيرند و امروز همه مردم كشور مغلوب را . ديگر آن كه اسرا را