العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )
748
تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )
هر كس انكار يكى از مطالب واضح كند كه ثبوت آن در دين اسلام از هيچ كس پوشيده نيست و عوام نيز مىدانند مثلا غصب اموال مردم حرام است و شراب مسكر حرام است و زنا و قتل و امثال آن همچنين يا كعبه قبله مسلمانان و احترام آن واجب است و قرآن كلام خدا است هر گاه كسى انكار كند دليل آن است كه پيغمبر اسلام را به نبوت نشناخته يا بگويد فلان قوانين بهتر از قوانين قرآن و فلسفه يونان بهتر از عقايد اسلام است ( نه آن كه بگويد مطابق اسلام است ) يا حدود ملل و مذاهب ديگر را بر حدودى كه در قرآن وارد شده ترجيح دهد و اين امور را ضرورى دين مىگويند مگر كسى دور از مسلمانان زندگى كرده بر وى شبهه حاصل شده باشند . هر مطلبى از اصول دين يا غير آن كه علما بدليل و برهان ثابت كردهاند و بىدرس و استاد و تعمق و فكر نمىتوان فهميد البته از ضروريات دين نخواهد بود و انكار يا اقرار به آن دليل انكار توحيد و نبوت نيست اگر چه علماى كلام آن را از لوازم توحيد و نبوت بدانند يا منافى آن شناسند چون ضرورى دين بديهى را گويند و آن كه حاجت بدليل و برهان دارد بديهى نيست و اگر كسى انكار كند دليل آن نيست رسالت يا توحيد را انكار كرده است بلكه شايد آن دليل را نديده يا نفهميده است بالعكس بسيارى مطالب باطل كه مخالفت آن با توحيد يا نبوت ثابت شده بدليل نظرى و عقلى اما مردم بدان معتقدند خصوص عوام نمىتوان گفت كافرند رجوع به وقف شود ( صفحه 457 / 458 ) .